تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
از ده واش بوده كه از اعمال « 1 » بخارا است و سه « 2 » فرسنگ از شهر دور است و بعد از امير - كلال « 3 » به تربيت مريدان و تعليم طالبان قيام مىنموده ، خدمت خواجه علاء الدين غجدوانى عليه‌الرحمه پيش از وصول به ملازمت « 4 » حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله سره ، تعليم ذكر از ايشان گرفته بوده‌اند . حضرت ايشان مىفرمودند كه خدمت خواجه علاء الدين غجدوانى « 5 » عليه‌الرحمه گفتند كه من شانزده‌ساله بودم كه به ملازمت « 6 » امير كلان « 7 » واشى رسيدم و ايشان مرا بطريق « 8 » ذكر خفيه مشغول ساختند و مبالغه بسيار كردند كه اين طريق را چنان پنهان دار « 9 » كه همنشين و همزانوى تو « 10 » بر آن اطلاع نيابد و اگر دانى كه مردم بر آن اطلاع مىيابند بالشى « 11 » پيدا كن و بر آن تكيه زده مشغول باش چند گاه بر اين وجه مشغول بودم و رياضتى « 12 » عظيم داشتم و آثار ضعف در بشره من ظاهر شده بود ، يك روز والده مرا مىگفت « 13 » تو بيمارى نهفته و ضعفى دارى كه « 14 » از من مىپوشى ، گفتم بيمار نيستم ، ايشان « 15 » سينه خود گشادند و گفتند اگر تو سبب ضعف خود نگوئى شيرى كه از اين پستان خورده‌اى تو را بحل نكنم ، بحسب ضرورت قصه را « 16 » باز گفتم و طريقه را كه « 17 » معلوم كرده بودم عرض كردم والده فى - الحال آن طريقه « 18 » را گرفتند و بطريق نفى و اثبات مشغول شدند و پس از اظهار اين معنى عظيم دربار شدم و از غايت اضطراب نزد امير كلال رفتم و قصه والده را عرضه داشت كردم فرمودند كه ما والده تو را نيز اجازت داديم كه به اين طريق مشغول باشد ،
هامش
( 1 ) - بر : كه از اين ديهاى بخارا است ( 2 ) - چپ : و سه فرسنگى از ( 3 ) - بر : ( كلال ) ندارد ( 4 ) - مى : به خدمت خواجه بهاء الدين ( 5 ) - مى : ( غجدوانى ) ندارد ( 6 ) - مى : كه به خدمت ( 7 ) - مج : امير كلال واشى ( 8 ) - بر . را تعليم بطريق ( 9 ) - مى : پنهان نگاهدار ( 10 ) - بر : تو ، نداند و اگر دانى كه ( 11 ) - بر : بالش ( 12 ) - بر : رياضت ( 13 ) - مج ، چپ : مرا مىگفتند ، مى : ( والده مرا مىگفت تو بيمارى نهفته دارى و ضعفى دارى كه از من مىپوشى ، گفتم بيمار نيستم ايشان سينه خود گشادند ) ندارد ( 14 ) - مج ، چپ : دارى ولى از من ( 15 ) - بر : ( ايشان ) ندارد ( 16 ) - مى : قصه را مشروح به ايشان گفتم ، مج ، چپ : قصه را به ايشان مشروح گفتم ( 17 ) - بر : ( كه ) ندارد ( 18 ) - بر : طريق را .