تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
چند گاه والده نيز مشغول بودند ، روزى برادر من بصحرا رفته بود والده مرا طلبيدند و فرمودند كه ديك را پاك بشوى و پرآب كن و گرم ساز همچنان « 1 » كردم بعد از آن طهارت ساخته دو ركعت نماز گزاردند و مرا پيش خود نشاندند و فرمودند كه بطريقه مشغول شو و خود نيز مشغول شدند و بعد از ساعتى جان به حق « 2 » تسليم كردند .

شيخ شمس الدين كلال

: رحمه الله تعالى « 3 » از كبار اصحاب امير كلال است ، سفر مبارك حجاز كرده بوده است و آن راه را از قرشى پياده « 4 » به ته كفش رفته ، و در عراق با مشايخ وقت « 5 » صحبت داشته است و طريقه مراقبه ايشان را ، وى به ماوراءالنّهر - آورده و انتشار داده و در مبادى حال « 6 » وى را به حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى سره نقارى مىبوده است ليكن در آخر آن نقار « 7 » مرتفع شده ، چنان كه در مقامات حضرت خواجه بهاء الدين « 8 » قدس الله سره اين قضيه به تفصيل مذكور است . مولانا علاء الدين كنسرونى « 9 » : رحمه الله « 10 » تعالى از جمله اصحاب كاركرده امير كلال است و نام وى در مقامات حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى سره مذكور است و پوشيده نماند كه خدمت امير كلال را عليه‌الرحمه غير از اين عزيزان كه مذكور شد اصحاب ديگر نيز بوده‌اند : مثل شيخ وارزونى « 11 » و مولانا جلال الدين كشى « 12 » و مولانا بهاء الدين طوايسى « 13 » و شيخ بدر الدين ميدانى و مولانا سليمان و شيخ ايمن « 14 » هر دو كرمينى « 15 » و خواجه محمد وابكثى رحمهم الله تعالى همه عالم « 16 » و فاضل و عارف و كامل اما چون از احوال و اقوال ايشان چيزى استماع نيفتاده بود لاجرم « 17 » ذكر هريك
هامش
( 1 ) - مج : ( همچنان كردم ) ندارد ( 2 ) - مج : ( به حق ) ندارد ( 3 ) - مى : قدس سره ، چپ : رحمه الله عليه ( 4 ) - مى : بته كفش پياده رفته ، چپ : بته كفش رفته ( 5 ) - مى : ( وقت ) ندارد ( 6 ) - بر : احوال ( 7 ) - مى ، مج ، چپ : ( آن نقار ) ندارد ( 8 ) - مى ، چپ : حضرت خواجه قدس الله ( 9 ) - مى : ( الدين ) ندارد ( 10 ) - مى : عليه‌الرحمه ( 11 ) - مى ، مج : ورازونى ( 12 ) - مى : كيشى ( 13 ) - مى : طوامسى ، چپ : طوالسى ( 14 ) - بر : و شيخ محمد ( محمد در حاشيه ) نوشته ( 15 ) - مج : هر دو كرمنكى ( 16 ) - مج : همه فاضل و كامل و عارف مى : همه عالم و فاضل و كامل ، چپ : همه عالم و عامل و عارف و كامل . ( 17 ) - مى ، مج : ( لاجرم ) ندارد