ميان من و شما « 1 » معلوم است كه اتحاد كلى بوده « 2 » است و هست ، اگر عشقبازيها در ميان گذشته باشد اكنون وقت به آخر آمده است ، در اصحاب خود و اصحاب شما نظر كردم قابليت اين راه و صفت نيستى « 3 » در خدمت خواجه محمد پارسا بيشتر از ديگران مىبينم هر نظرى كه در اين راه يافته بودم و هر معنى كه بكسب حاصل كردهام همه را نثار وقت او كردم و به او سپردم و اصحاب خود را به متابعت او امر مىكنم ، شما نيز « 4 » در باب او هرآينه در اين امر تقصير « 5 » نخواهيد كرد كه او « 6 » از اصحاب شما است ، بعد از آن فرمودند كه دو روز « 7 » يا سه روز ديگر پيش نمانده است بدست خود ديگهاى آب را بشوئيد و به دو زانو نشينيد و خود آتش كنيد و آب را گرم كنيد « 8 » و استعداد من بسازيد « 9 » و بعد از نقل من روز سيم باز گرديد . حضرت خواجه باهتمام « 10 » تمام به وصاياى مولانا عارف قيام نمودند و بعد از دفن « 11 » ايشان به سه روز متوجه مرو شدند و خدمت مولانا عارف را دو خليفه بوده است كه بندگان خداى را بعد از نقل مولانا بطريق حق ارشاد فرمودهاند و راه رشد و « 12 » رشاد نموده .
مولانا اشرف بخارى
: رحمه الله تعالى « 13 » خليفه اول مولانا عارف است و بعد از ايشان بجاى « 14 » ايشان نشسته و به طالبان طريق تحقيق ، صحبت مىداشته و خاطر به جمعيت دلها مىگماشته .
امير اختيار الدين « 15 » ديككرانى
: رحمه الله « 16 » تعالى خليفه دوم مولانا
هامش
( 1 ) - مج ، چپ : ميان ما و شما
( 2 ) - بر : كلى است و هست
( 3 ) - مج : و صفت هستى
( 4 ) - مى : شما هم
( 5 ) - مى : هرآينه تقصير درين معنى نخواهيد كرد ، چپ : هرآينه درين معنى تقصير نخواهيد كرد .
( 6 ) - مى : ( او ) ندارد
( 7 ) - مى : كه سه روز بودن ما بيش نخواهد بود
( 8 ) - مى ، گرم سازيم
( 9 ) - چپ : بسپاريد
( 10 ) - مى : به وصاياى مولانا عارف باهتمام تمام قيام نمودند
( 11 ) - بر : بعد از رفتن ايشان
( 12 ) - مج : رشد و ارشاد
( 13 ) - تى : قدس سره - چپ : رحمة الله عليه ، مج : رحمة الله تعالى سره
( 14 ) - مج : ( بجاى ايشان ) ندارد
( 15 ) - بر : كلمه ( اختيار ) در حاشيه نوشته شده
( 16 ) - مى : قدس سره - چپ : رحمه الله عليه .