بر لب آب « 1 » كوهك واقع است و از آنجا تا شهر بخارا نه فرسنگ شرعى است و قبر مبارك مولانا عارف بيرون ده است بر سر راه هزاره ، خدمت امير كلال « 2 » مىفرمودهاند كه در ميان اصحاب من مثل اين دو كس « 3 » ديگر نيست : خواجه بهاء الدين و مولانا عارف ، ايشان گوى از همه ربودهاند و حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى « 4 » سره بعد از آنكه از « 5 » خدمت امير كلال اجازت يافته بودند « 6 » كه هرجا بوئى بمشام شما مىرسد « 7 » از ترك و تاجيك طلبيد « 8 » و در طلبكارى بر موجب همت خود تقصير مكنيد « 9 » ، به ايشان بموجب آن نفس هفت سال در مصاحبت مولانا عارف بسر بردهاند و در آن مدت بر وجه تعليم و تقديم بمولانا عارف معامله « 10 » مىكردهاند ، چنانچه در وقت طهارت بر لب آب بلندتر از مولانا عارف طهارت نمىكردهاند در راهها با يكديگر مىرفتهاند قدم بر بالاى ايشان نمىنهادهاند ، و در صورت متابعت به ايشان « 11 » مصاحبت مىكردهاند چه « 12 » مولانا عارف در ملازمت امير كلال بر حضرت خواجه « 13 » سبقت داشتهاند و سالها پيش از حضرت خواجه امير ايشان را تربيتها كرده بودهاند ، حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى « 14 » سره مىفرمودهاند كه چون بذكر خفيه مشغول گشتيم « 15 » در ما آگاهى پيدا شد طالب اصل « 16 » آن سر گشتيم ، سى سال با مولانا عارف درين جستجوى و تك و پوى بوديم دو كرت « 17 » سفر حجاز رفته شد ، هر كجا « 18 » نشان دادند در كنجها و زاويهها « 19 »
هامش
( 1 ) - بر : بر لب كوهك
( 2 ) - مى ، چپ : امير كلال عليهالرحمه
( 3 ) - مى : مثل اين دو تن خواجه بهاء الدين و مولانا عارف كسى ديگر نيست ، مج : مثل اين دو تن حضرت خواجه بهاء الدين و مولانا عارف كسى ديگر نيست .
( 4 ) - مى : قدس الله سره ، چپ : قدس سره
( 5 ) - مى : از صحبت و خدمت
( 6 ) - مى : بوده است
( 7 ) - بر : شما رسيد
( 8 ) - مى ، چپ : تازيك ، مج : تاژيك
( 9 ) - چپ : تعظيم نكنيد
( 10 ) - مى : بسر مىبردهاند
( 11 ) - چپ : با ايشان
( 12 ) - چپ : چون
( 13 ) - مى : خواجه بزرگ
( 14 ) - چپ :
قدس سره
( 15 ) - مج : گشتيم
( 16 ) - مى : اهل
( 17 ) - چپ : بوديم كه كرت
( 18 ) - مج : هر كاكه
( 19 ) - بر : و زاويها .