تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
دلها دقيقه‌اى فرونمىگذاشته و امير كلال تربيت وى را حواله به شيخ يادگار كرده بودند كه يكى از خلفاى امير است .

امير عمر

: رحمه الله « 1 » تعالى فرزند چهارم « 2 » امير كلال است ، صاحب كرامات و خوارق « 3 » عادات بوده و اكثر اوقات بشغل « 4 » احتساب قيام مىنموده و امر معروف و نهى منكر مىكرده و به‌غايت غيور بوده ، مىفرموده كه اكابر گفته‌اند چون گاو را وقت سر بريدن آيد بر خرمن اين طايفه گذاريد « 5 » و چون نردبان را وقت سوختن رسد بر ديوار اين طايفه « 6 » نهيد « 7 » و هركه را خواهيد « 8 » براندازيد به اين طايفه دراندازيد و خدمت امير كلال تربيت وى را « 9 » حواله به شيخ جمال الدين دهستانى كرده « 10 » بوده‌اند كه از خلفاى خدمت امير است و وفات امير عمر در شهور سنه ثلث و ثمانمائه بوده است . مخفى نماند « 11 » كه افضل و اكمل خلفاء و اصحاب خدمت امير كلال عليه‌الرحمه ، حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى سره بوده‌اند و ذكر شمه‌اى از احوال حضرت خواجه و اصحاب ايشان طبقة بعد طبقة به‌واسطه آنكه طويل الذيل است بعد از ذكر ساير « 12 » خلفاء و اصحاب خدمت امير كلال ايراد خواهد « 13 » يافت ( و اللّه ولّى الرّشاد . )

مولانا عارف ديك كرانى

« 14 » : رحمة الله عليه « 15 » ، خليفه « 16 » دوم‌اند از خلفاى اربعه خدمت امير كلال « 17 » مولد و مدفن ايشان ده ديك‌كران « 18 » است از قصبه هزاره كه
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : رحمه الله عليه ( 2 ) - مج : خدمت امير است ( 3 ) - مى : خارق ( 4 ) - مى : بشغل باهر احتساب ( 5 ) - مى ، مج : گذاراند ( 6 ) - مج : ( اين طايفه ) ندارد ( 7 ) - مى ، مج : نهند ( 8 ) - مى : خواهند براندازند با اين طايفه دراندازند ( 9 ) - مى : ايشان را ، چپ : وى را به شيخ ( 10 ) - چپ : حواله كرده بودند ( 11 ) - مىپوشيده : نمايد ( 12 ) - مى : ساير اصحاب و خلفاء ( 13 ) - مى ، چپ : خواهد افتاد ( 14 ) - بر : ( در حاشيه ) ديك ، مج : ديكرانى مى ، چپ : ديك‌كرانى ( 15 ) - بر : رحمه الله تعالى ( 16 ) - مى : دوم است از ، چپ : دوم از خلفاء ( 17 ) - چپ : امير كلال بوده ( 18 ) - مج : ديهه ديكران