كه معنى چله خواطر كه از خواجه « 1 » اولياء عليهالرحمه منقولست نه آنست كه مطلقا هيچ خاطرى نمىآمده « 2 » بلكه مراد آنست كه هيچ خاطر مزاحم نسبت باطنى ايشان نمىشده است همچنانكه خس و خاشاك بر روى نهر « 3 » جارى مانع جريان آب نمىشود فرمودند كه از خواجه علاء الدين غجدوانى عليهالرحمه كه از اجله « 4 » اصحاب حضرت « 5 » خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى سره ، بودهاند پرسيدم « 6 » كه دل شما بر اين وجه است كه غيرى در وى خطور نمىكند فرمودند كه نى ، گاهگاه چنين مىشود و اين بيت خواندند كه :
چون بهغايت تيز شد اين جو روان * غم نپايد « 7 » در درون عاشقان
فرمودند كه گفته است غم نپايد ، نگفته است « 8 » كه غم نيايد و مؤيد اين قولست آنچه حضرت خواجه علاء الدين عطار « 9 » قدس سره « 10 » فرمودهاند كه خطرات مانع نبود ، احتراز از آن دشوار بود اختيار طبيعى كه مدت 20 سال در نفى آن بوديم ناگاه به نسبت خطر بگذشت اما قرار نيافت ، خطرات را منع كردن كارى « 11 » قوى است و بعضى برآنند كه خطرات را اعتبارى « 12 » نيست اما نبايد گذاشت كه متمكن شود كه به « 13 » تمكن آن سده در مجارى فيض پيدا مىشود .
قبر مبارك خواجه اولياء « 14 » در بخارا بر خاكريز حصار نزديك برج عيار « 15 » واقع شده و چون خواجه را وفات نزديك رسيده است چهار كس را از اصحاب خود كه مذكور
هامش
( 1 ) - مج : ( خواجه ) ندارد ، مى : خواجه اولياء كبير قدس سره منقولست
( 2 ) - چپ :
نمىآمده باشد
( 3 ) - چپ : بر روى آب روان
( 4 ) - مى : كه از جمله
( 5 ) - چپ :
حضرت خواجه علاء الدين قدس سره بودند پرسيدم كه
( 6 ) - بر : پرسيديم
( 7 ) - مى ، مج :
غم نبايد ، چپ : غم نيايد
( 8 ) - مج : ( نگفته است كه غم نيايد ) افتاده
( 9 ) - مى : ( عطار ) ندارد
( 10 ) - مى ، مج : قدس الله تعالى سره
( 11 ) - مى ، چپ : كار قوى
( 12 ) - مج ؛ اعتبار
( 13 ) - مج : كه به تمكن آن شده در مجارى چپ ، : كه اگر تمكن آمد قبض پيدا مىشود
( 14 ) - مى : خواجه اولياء كبير
( 15 ) - مى : برج عليا .