تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
كه معنى چله خواطر كه از خواجه « 1 » اولياء عليه‌الرحمه منقولست نه آنست كه مطلقا هيچ خاطرى نمىآمده « 2 » بلكه مراد آنست كه هيچ خاطر مزاحم نسبت باطنى ايشان نمىشده است همچنان‌كه خس و خاشاك بر روى نهر « 3 » جارى مانع جريان آب نمىشود فرمودند كه از خواجه علاء الدين غجدوانى عليه‌الرحمه كه از اجله « 4 » اصحاب حضرت « 5 » خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى سره ، بوده‌اند پرسيدم « 6 » كه دل شما بر اين وجه است كه غيرى در وى خطور نمىكند فرمودند كه نى ، گاه‌گاه چنين مىشود و اين بيت خواندند كه :
چون به‌غايت تيز شد اين جو روان * غم نپايد « 7 » در درون عاشقان
فرمودند كه گفته است غم نپايد ، نگفته است « 8 » كه غم نيايد و مؤيد اين قولست آنچه حضرت خواجه علاء الدين عطار « 9 » قدس سره « 10 » فرموده‌اند كه خطرات مانع نبود ، احتراز از آن دشوار بود اختيار طبيعى كه مدت 20 سال در نفى آن بوديم ناگاه به نسبت خطر بگذشت اما قرار نيافت ، خطرات را منع كردن كارى « 11 » قوى است و بعضى برآنند كه خطرات را اعتبارى « 12 » نيست اما نبايد گذاشت كه متمكن شود كه به « 13 » تمكن آن سده در مجارى فيض پيدا مىشود . قبر مبارك خواجه اولياء « 14 » در بخارا بر خاك‌ريز حصار نزديك برج عيار « 15 » واقع شده و چون خواجه را وفات نزديك رسيده است چهار كس را از اصحاب خود كه مذكور
هامش
( 1 ) - مج : ( خواجه ) ندارد ، مى : خواجه اولياء كبير قدس سره منقولست ( 2 ) - چپ : نمىآمده باشد ( 3 ) - چپ : بر روى آب روان ( 4 ) - مى : كه از جمله ( 5 ) - چپ : حضرت خواجه علاء الدين قدس سره بودند پرسيدم كه ( 6 ) - بر : پرسيديم ( 7 ) - مى ، مج : غم نبايد ، چپ : غم نيايد ( 8 ) - مج : ( نگفته است كه غم نيايد ) افتاده ( 9 ) - مى : ( عطار ) ندارد ( 10 ) - مى ، مج : قدس الله تعالى سره ( 11 ) - مى ، چپ : كار قوى ( 12 ) - مج ؛ اعتبار ( 13 ) - مج : كه به تمكن آن شده در مجارى چپ ، : كه اگر تمكن آمد قبض پيدا مىشود ( 14 ) - مى : خواجه اولياء كبير ( 15 ) - مى : برج عليا .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 53 | على بن حسين واعظ كاشفى