سال در آن زمين ارزن مىرسته « 1 » است بىآنكه تخم كارند .
اسماعيلاتا
: « 2 » رحمه اللّه از كبار خلفا و اصحاب سيداتا بوده است . حضرت « 3 » ايشان مىفرمودهاند كه مردم در اوائل حال به اسماعيلاتا تعرض مىكردهاند ، اتا مىگفته من اينها نمىدانم . آشن « 4 » بيروم و طبلن قروم يعنى آش وى مىدهم و طبل وى مىزنم .
اسماعيلاتا در نواحى خوزيان « 5 » مىبوده است كه قصبهايست ميان سيرام و تاشكند و موالى « 6 » آن ديار نسبت بوى متعرض « 7 » بودهاند و دائم غيبت و مذمت وى مىكردهاند و اتا مىگفته اين ملايان صابون « 8 » و اشنان منند . حضرت « 3 » ايشان اين سخن را از وى بهغايت پسنديدهاند و استحسان فرمودهاند . و از « 9 » انفاس نفيسه اتا است كه مىگفته در آفتاب سايه باش و در سرما جامه و در گرسنگى نان ، و حضرت ايشان فرمودهاند كه اين سخن اتا كلام جامع است و هم حضرت ايشان فرمودهاند كه اسماعيلاتا بعد از آنكه مريدى « 10 » را تلقين مىكرده مىفرموده كه اى درويش ما برادران طريقت شديم « 11 » يك نصيحت از من قبول كن كه اين دنيا را يك گنبد سبز خيال بند و بدانكه توئى و حق سبحانه « 12 » و چندان ذكر گويى كه به غلبه و قهر آن توحيد ، حق سبحانه ماند و بس و تو از ميان بيرون روى . حضرت « 3 » ايشان مىفرمودهاند كه از اين سخن اتا خيلى بوى « 13 » معرفت مىآيد ، و هم حضرت ايشان فرمودهاند كه اين سخن از خال خود خواجه ابراهيم عليهالرحمه نقل فرمودهاند كه حضرت سيد شريف جرجانى مرا مىگفتند : شيخزاده
هامش
( 1 ) - مج : ارزن بسيار و بىحد شده است بىآنكه
( 2 ) - مى ، مج : رحمه اللّه تعالى ، چپ :
قدس سره
( 3 ) - در اين كتاب ( حضرت ايشان ) بطور اطلاق مقصود خواجه عبيد اللّه احرار است
( 4 ) - مى : اشنك بررم ، طبل قرم ، چپ ؛ مج : آش بررم ، طبلن قفرم
( 5 ) - مج ، چپ : خزريان
( 6 ) - بر : مولاى ، چپ : حوالى
( 7 ) - مج : بوى معترض و متعرض : چپ : باتا معترض
( 8 ) - مى :
ملايان آش و نان و صابون
( 9 ) - بر : عبارت ( و از انفاس نفيسهاتاست تا ، و حضرت ايشان فرمودهاند ) ندارد
( 10 ) - بر : مريدان را
( 11 ) - مى : شدهايم
( 12 ) - مج : سبحانه و تعالى
( 13 ) - بر ، چپ : ( معرفت ) ندارد .