كلمات مختوم به الف مقصور و كلمات فارسى مختوم به الف در حال اضافه همان ( ى ) است . مثل :
مقتداى سالكان و راهنماى طالبان ، مقتضاى همت ، اقصاى تركستان ، ميرزاى شما .
2 - كلمات مختوم به ( الف ) و ( واو ) در صورت اضافه به ( ى ) نسبت و مصدرى و وحدت يك ( ى ) دو نقطه مىگيرد مثل :
دانايى ، شنوايى ، كدخدايى ، شمس الائمه حلوايى .
مىخواهم بويى از حقيقت بمشام ما رسد ، هر سويى مىپوييم ، در ميان ما ، مايى و تويى نباشد .
استنشاق هوايى كردهاند ، وى را در صحرايى ديدهاند ، عصايى سطبر شبانى در دست است .
3 - پ و چ ، خواه تنها و منفصل و خواه متصل به صورت ب و ج و غالبا بىنقطه است جنانكه خون بهلوى او جكيد .
4 - كلماتى چون صلاة - زكات - رحمن ، اسحاق ، اسماعيل صورت رسم الخط - قرآنى و عربى خود را حفظ كرده است .
5 - آن و اين اسم اشاره غالبا به كلمه بعد از خود پيوسته است مثل :
آن طايفه - اين طايفه - آنوقت - اين واقعه - آن محل - آن موضع - آنست - اينست .
6 - عدد ترتيبى سوم و سيم مطلقا به صورت سيوم نوشته است .
7 - علامت تشديد مطلقا نيست حتى در عبارات عربى : سبوح ، قدوس ، ميسر - تجلى ، متجلى .
8 - ه ، غير ملفوظ يا بيان حركت در اتصال به علامت جمع ( ها ) در كتابت
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 144
مساهمون: على بن حسين واعظ كاشفى
صمقدمه مصحح ١٤٤