نمىگفتند بهتر بود زيرا آن مقدارى كه در اين كتاب نقل شده ، چنگى بدل نمىزند ، نمونه را يك رباعى ذكر مىكنيم :
رباعى
چون ذكر بدل رسد دلت درد كند * آن ذكر بود كه مرد را فرد كند
هرچند كه خاصيت آتش دارد * ليكن دو جهان بر دل تو سرد كند
د - گذشته از شاعرانى كه نام و نشان آنان معلوم بود و ذكر كرديم ، بقيه اشعار در رشحات نقل قولى است از مشايخ اين طايفه كه هنگام سخن گفتن ، به آن اشعار تمثل و استشهاد جستهاند ولى از گوينده آن نام نبردهاند ، بيشتر اين اشعار ضمن گفتار خواجه عبيد اللّه احرار مندرج است كه غالبا از جلال الدين محمد مولوى و از مثنوى شريف است و جز اينها چند رباعى و چند تكبيت است از شاعران ديگر كه از جمله يك رباعى از قول پورياى ولى است كه از حيث لفظ و معنى دلپسند و دلاويز است و براى تيمن و حسن ختام اين مقال ذكر مىكنيم :
رباعى :
جانا به قمارخانه رندى چندند * با مردم كمعيار كم پيوندند
رندى چندند كس نداند چندند * بر نسيه و نقد هر دو عالم خندند