همنشين و همزانوى تو بر آن اطلاع نيابد - دربندان : بمعنى محاصره كردن :
يكبار ، چهل روز دربندان بود و شنيدم كه كسى مىگفت كه در وقت دربندان چنين و چنان شد .
صاحب عيار - همهجره - همدست - همنشين - همزانو - عيالمند جاشنىمند - نشانمند - بسياردان - نعليندار - گرمگاه ، گرمرو حرمتدار - سبكدستى - گاوچران : مرا نيز كيفيتى شد اما سبكدستى كردم و به روى چسبيدم .
. . . من ، سيد و عالم باشم كى تابع اين سياه گاوچران شوم ؟ ص 26
4 - كلمات تنويندار : كلمات با تنوين عربى كه داخل در زبان فارسى شده در اين متن ديده مىشود :
مثل : شرعا و عقلا : . . . و در آن اهمال و امهال شرعا و عقلا جائز نيست ، قصدا او فعلا : فرشتگان اگرچه مجبول بر اطاعتاند و معصوم از مخالفت قصدا او فعلا .
گاهى چند كلمه تنويندار پشت سر هم مىآورد :
بر طريق ذكر سه بار گويد : استغفر الله ، قولا و فعلا و خاطرا و ناظرا و سابقا .
بديهة عن قصد ، اصلا و قطعا ، آبا عن جد ، ازلا و ابدا ، آنا فانا .
مؤذن راعن قصد بر آن داشتهاند كه زودتر بانك نماز گويد . ص 583
ما فقيران ابا عن جد از مريدان و مخلصان حضرت ايشان بوديم .
حق سبحانه ازلا و ابدا بذات خود ظاهر است .
ولى با وجود اين برخى از استعمالات متقدمان كه جايگزين كلمات منون عربى شده در اين كتاب نيز هست :
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 123
مساهمون: على بن حسين واعظ كاشفى
صمقدمه مصحح ١٢٣