است . قدس اللّه تعالى ارواحهم و اقرب سبل است الى المطلب الاعلى و مقصد الاسنى ص 161
گاهى ميان دو جمله كه مكمل يكديگرند بىهيچ ضرورتى عبارت غليظ عربى درمىآورد و كلام را از فصاحت عارى مىسازد :
. . . چون سالك به حرام افتد ، رجع القهقرى عاد الميشوم الى طبعه ، به طبيعت بازگردد و از سلوك صراط مستقيم منحرف گردد . ص 120
و نيز مقدار زيادى لغات نامأنوس عربى كه مخل به سادگى نثر فارسى است در مطاوى كتاب به كار برده است نظير : نواقض ، مخاديم ، ارض رفضه ، يمكن كه ، صلبيه صغيره ، فاسق معلن ، ادمان شرب ، عروض مرض عصات محمدى ، امرار بر فسوق ، فوق الحد ، هاويه هوان ، مذهل ما سوى عدول ثقات ، نوائب ليل و نهار ، طبقة بعد طبقه ، مسلوب العقل .
درصورتىكه هم در فارسى معادل اين لغتها هست و هم در عربى لغات مأنوس وجود دارد كه نويسندگان قديم به كار بردهاند ، علت مسامحه نويسنده همان است كه در مدخل اين باب تذكر داديم و از آن به لاقيدى و تكاسل و سهلانگارى تعبير كرديم كه مذهب مختار نويسندگان آن عصر است كه مؤلف كتاب رشحات نيز از تاثير آن مصون نمانده و بهويژه كه نقل قول مشايخ صوفيه هم مزيد بر علت شده است .
چنان كه قبلا اشاره كرديم علاوه بر عبارتهاى عربى و جملههاى معترضه و امثال و اشعار عربى مقدارى آيات قرآن كريم و احاديث شريف نبوى و سخنان عرفاى بزرگ نيز در تضاعيف كتاب ضمن نقل گفتار مشايخ آمده است كه غالبا با شرح و تفسير و تعبيرهاى عرفانى همراه است و مؤلف هيچگاه از آيه يا حديثى براى آرايش كلام و زيبائى سخن چنان كه معمول نويسندگان
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 120
مساهمون: على بن حسين واعظ كاشفى
صمقدمه مصحح ١٢٠