تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 122

مساهمون:

صمقدمه مصحح ١٢٢
صاحب نسق : به همين معنى كه اكنون در كشاورزى متداول است ، به معناى مباشرى كه هنگام پائيز اراضى زراعتى را ميان كشاورزان براى يك سال زراعتى تقسيم و نسق‌بندى مىكند : . . . وى مىگفت كه من صاحب نسق جويبار قرشىام كه يك مزرعه است از جمله هزار و سيصد مزرعه حضرت ايشان . ص 405 مزدورگاه : . . . و هر صباح به مزدورگاه مىآمدند و يك ، دو مزدور مىگرفتند و به خانه مىآوردند . ص 71 گلزار ، مركب از گل و پسوند زار : خواجه محمد پارسا قدس سره در آن روز در ميان گلزار بودند . ص 115 كله‌پوش بمعنى كلاه : از پيرى كه در هرى بيرون دروازه ملك ، كله‌پوش مىدوخت ، يك‌دو سخن آشنا شنيدم . خلاجا : در خلاجا شرمنده و سرافكنده نشينيد . جويبار : مترادف مزرعه است : وى مىگفت كه من صاحب نسق جويبار قرشىام . ص 405 باركش چوبين : طبق ميوه‌فروشان دوره‌گرد : باركش چوبين به خدمت خواجه داده‌اند كه اين باركش سيب بر سر نهيد . سراسيمه‌وار : بمعنى آشفته : وى سراسيمه‌وار از عقب ايشان روان شد . معنى هراسان و آشفته . نشانمند : از ساير خلق ممتاز نشود و نشانمند نگردد . رجا پرورد : فرمود اين رجا پرورد است از وى كارى برنمىآيد . چارداى : اين فقير از ديوار چارداى خود را بمدد جمعى به آن روى ديوار انداختم ص 547 گرد گريبان : جبهء گرد گريبان داشتم - هم‌زانو مترادف هم‌نشين :