ليكن در اين متن شماره اين نوع مصدرها و موارد استعمال آنها كم است از جمله مصدر سرفيدن در سراسر كتاب فقط يكبار به كار رفته است : پا بر زمين مىزدند و مىسرفيدند و حركات ناخوش مىكردند . ص 427
و همچنين برخى از مصدرها كه به صورت متعدى آنها خيلى مورد استعمال ندارد مانند : خيزاندن مثل : و آن سگ را خيزاند و خيزانيدن مثل : خواجه شهاب الدين ، اضطراب كردهاند كه مرا خيزانيد ، و ايشان را خيزانيدهاند ، ص 387 و اين فعل به صورت مصدر مركب خيز كردن نيز به كار رفته : خيز كرد و بر گردن من سوار شد ص 336 و نويسانيدن مثل : مىخواهم كه اين كتاب را به خط نسخ نيكو نويسانم ص 652 و ستانيدن مثل : حضرت ايشان تاشكند را از ميرزا سلطان احمد جهت خان ستانيدند . ص 535
و نيز يك فعل قديمى نادر الاستعمال ديگر كه در اين كتاب ديده مىشود ، فعل باشيدن است با وجودى كه فعل ماضى و برخى از مشتقات آن از قديم منسوخ بوده و معهذا در اين كتاب زياد به كار رفته گويا در تداول عامه مردم ماوراءالنّهر در قرن نهم شيوع داشته است :
در ملازمت ايشان باشيدم - شما در مزار خواهيد باشيد - چون خاطر باشيدن نبود اجازت بخارا طلبيدم - در رفتن و باشيدن من دو فريق شدهاند
بديدن پدر كلان من به تاشكند آمده بودند و شب اينجاى ما باشيدند ص 383 يعنى شب در خانه ما ماندند .
2 - تركيبات وصفى و جملههاى معترضه عربى : يكى ديگر از مميزات نثر اين كتاب وفور تركيبات وصفى و اسمى عربى و كلمات و عبارات عربى و جملههاى معترضه و جملههاى دعائى و القاب و عناوين طولانى كه در ضمن مطالب آمده و اين خود نمودارى از شيوه نگارش قرن نهم و مايه فساد و انحطاط
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 118
مساهمون: على بن حسين واعظ كاشفى
صمقدمه مصحح ١١٨