كه مجاهدان و غازيان قزلباش در مذهب حقه خود متعصبتر از آنند كه بپذيرند : مذهب عاشق ز مذهبها جداست . بخصوص كه از انتقامجوئى سران قزلباش نسبت به عظام رميم « 1 » مولانا عبد الرحمن جامى خبر داشت و ممكن بود از روابط نزديك و خويشاوندى او با مولانا جامى باخبر شوند و از طرفى چون در اثر تمايل بمشرب عرفان و تصوف كه لازمه آن سعه صدر و وسعت نظر است ، ضمير مولانا صفى نيز تا حدى از تعصبات مذهبى خالى بود ، بالاتر از اين آنكه او ساليان دراز در حجر تربيت و تحت تاثير تلقينات مذهبى آنچنان پدر عالىقدرى بوده كه نويسنده كتاب روضة الشهداء است در اين صورت چگونه ممكن است جام قلب و روحش از شراب عذب مهر و محبت خاندان رسالت و
هامش
( 1 ) - مولانا نور الدين عبد الرحمن جامى كه از عرفا و علماء بزرگ سنت و جماعت در قرن نهم شمرده مىشد ، چون نسبت به شيعيان قشرى و متعصب با نظر طعن و انتقاد مىنگريست و مخصوصا كه در انكار ايمان ابو طالب عم پيغمبر اكرم ( ص ) و پدر حضرت امير المؤمنين على ( ع ) قطعه وهنآورى ساخته و در آن قطعه او را كافر و مانند ابو لهب مخلد در آتش جهنم دانسته :بود بو طالب آن تهى ز طلب * مر نبى را عم و على را اب
خويش نزديك بود با ايشان * نسبت دين نيافت با خويشان
هيچ سودى نداشت آن نسبش * شد مقرر سقر چو بو لهبشآن طعن و طنزها و بهويژه اين اشعار وهنآور فوقالعاده موجب خشم و طعن و دق علماى شيعه شد تا جائى كه قاضى ميبدى با آنكه شافعى است در مذمت جامى اين اشعار را سروده است :آن امام به حق ولى خدا * كاسد اللّه غالبش نامى
دو كس او را بجان برنجاندند * يكى از ابلهى يك از خامى-