تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 83

مساهمون:

صمقدمه مصحح ٨٣
در اين تاريخ يعنى در شهور سنه تسع و عشرين و تسعمائة 929 كه اين اجزا سمت ترتيب مىيابد فرزند ارجمند مولانا كمال الدين حسين ، مولانا فخر الدين على ؛ قائم‌مقام والد بزرگوار خويش بوده هر صباح روز جمعه در مسجد جامع هرات كه جامع اصناف فيوضات است به نصيحت و ارشاد فرق عباد مىپردازد و الحق در آن به احسن وجهى و ابلغ صوتى رايت تفوق بر اماثل و افاضل مىافرازد « 1 » . معلوم مىشود كه مولانا فخر الدين على همان‌طورىكه آرزو مىكرده « 2 » ، و دلش مىخواسته بعد از پدر به امر وعظ و خطابه پرداخته و با استعدادى كه داشته و معلوماتى كه كسب كرده در حجر پدر و مزيد تربيت او و استفاده از مراتب فضل و كمال مولانا جامى ، سرانجام توانسته است به حق ، قائم‌مقام و جانشين پدر گردد و مسلما بعد از سال 910 كه سال فوت مولانا حسين واعظ كاشفى است او به كار وعظ و خطابه كه در آن زمان مخصوص محدثان صاحب اجازه و علماى بزرگ اخبار و رجال بوده ، اشتغال جسته و تا سال 929 كه خواند مير او را در اين شغل و امر خطير ستوده ، قطعا در اثر تمرين و ممارست
هامش
( 1 ) - تاريخ حبيب السير ج 4 ص 346 ، عين عبارات مذكور در جلد هفتم روضة الصفا هم هست ( 2 ) - روزى فقير كه راقم اين حروفم ، بخاطر گرفتم كه اگر وقتى از اوقات وعظ خواهم گفت بر زبان مبارك حضرت ايشان ( خواجه احرار ) در آن باب سخنى گذرد ، به اين نيت به مجلس آن حضرت درآمدم بعد از لحظه‌اى فرمودند كه شخصى پيش يكى از بزرگان دين رفت و گفت مىخواهم كه وعظ گويم ، بچه نيت گويم ؟ الخ ، رشحات ص 494 .