تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
ذلك 1 ) . . . اذ لعل 2 ) يعنى آنها چهار مورد صحيح آن را اتخاذ نموده‌اند ، در حالى كه همه فقها قائل به بطلان عبادات اهل غير ولايت هستند پس همان‌طور كه مشاهده مىكنيد اخذ بالصحيح با علم به بطلان عبادات آنها ، با هم‌ديگر قابل جمع نيست پس بايد منظور روايت اعم از صحيح و فاسد باشد . 1 ) اراده خصوص صحيح 2 ) جواب توهم مذكور : مصنف براى رد توهم مذكور دو جواب مىدهند : جواب اول : منظور از اخذ الناس بالاربع خصوص مراتب صحيح است نه اعم ، و اينكه گفتيد اخذ بصحيح با علم به بطلان عبادات باهم قابل جمع نيست مىگوئيم منظور از اخذ بصحيح ، اخذ حقيقى نيست بلكه اخذ بر مبناى اعتقاد و مذهب خودشان مىباشد يعنى اهل سنت ، به خيال و رأى خود ، اعمالشان صحيح است نه اينكه در واقع و نفس الامر هم ، اعمالشان صحيح باشد تا با علم به بطلان قابل جمع نباشد ، به عبارت ديگر آنها خيال مىكنند كه اعمالشان را به صورت صحيح اخذ مىكنند . « 1 »
هامش
( 1 ) - مرحوم فيروزآبادى نكته‌اى در اينجا متذكر مىشوند كه ذكراش خالى از لطف نيست : ايشان در اين قسمت از عبارت مصف هم بيان آخوند را آورده‌اند و هم جواب بيان صاحب تقريرات يعنى شيخ اعظم از اشكال را بيان نموده‌اند : صاحب تقريرات بعد از جواب اول مبنى بر اينكه استعمال اعم از حقيقت و مجاز است مىگويند مستعمل فيه در فقره اول روايات يعنى ( بنى الاسلام على خمس ) حتما مراتب صحيح است چون اسلام بر فاسد مبتنى نيست و اما منظور روايت فقره دوم يعنى ( فأخذ الناس بالاربع ) اخذ بر مبنى و اعتقاد خودشان مىباشد و در نتيجه دلالت بر مطلب خصم ندارد زيرا اطلاق اربع يعنى صلاة و زكات و صوم و حج بنابر اعتقاد منكرين ولايت مىباشد هرچند مطابق با واقع نباشد ( انتهى ) خلاصه جواب شيخ اعظم اين است كه اطلاق صلاة و صوم بر اعمال آنها ، صحيح اعتقادى مىباشد و بين اين جواب و جواب مصنف فرق مىباشد زيرا اعتقاد و -