تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
استعمال الصلاة و غيرها 1 ) . . . و قوله عليه السلام 2 ) : دعى الصلا روايات به اين مضامين « 1 » زياد مىباشد كه ولايت را شرط قبولى اعمال مىداند ، حال از آنجا كه طبق اين روايات نماز و زكات و حج و خلاصه ساير اعمال عبادى شخص بدون ولايت ، باطل بوده و مع ذلك امام معصوم به نماز باطل آن شخص اطلاق صلاة كردند ، پى مىبريم كه براى نماز و روزه فاسد هم صلاة و صوم استعمال مىشود و از چنين كاربردهاى در لسان روايات معلوم مىشود كه الفاظ احكام شرعى در اعم از صحيح و فاسد وضع شده‌اند نه درخصوص صحيح زيرا اگر چنين بود ديگر امام نمىفرمودند مردم چهار مورد اول را اخذ كرده‌اند چون عبارات چنين افرادى قطعا باطل مىباشد و ديگر اخذ معنى ندارد پس بايد عبادات باطل هم ، عبادت باشد تا كلمه اخذ در اين‌گونه روايات معنى بدهد . 1 ) صلاة 2 ) دسته دوم از روايات : نماز را در ايام عادت ماهانه ترك كن اين‌گونه روايات نيز طبق نظر اعمىها دلالت بر وضع الفاظ شرعى در اعم دارد به اين بيان كه : از آنجا كه نماز صحيح از شخص حائض ، امكان‌پذير نيست و نهى وارد شده در روايت هم يك نهى حقيقى است ، نتيجه مىگيريم كه منظور از عبارت دعى الصلاة ، در روايت فوق نماز فاسد است چون اگر خصوص نماز صحيح مراد بود ، لازمه‌اش اين است كه نهى از آن هم ، يك نهى صحيح و حقيقى نباشد چون نماز صحيح از حائض
هامش
( 1 ) - بحار الانوار جلد 27 صفحه 166 و وسائل جلد 1 صفحه 10 چاپ دار الكتاب الاسلاميه . البته اين روايت به همين مضمون در اين دو كتاب نيست .
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 239 | الآخوند الخراساني / مهركش احسان