تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
انه 1 ) قد عرفت 2 ) . . . لا بد منه 3 ) ، فكيف يصح معه 4 ) . . . و منها 5 ) . . . و فيه : 6 ) منع ، لما عرفت . 7 ) و منها 8 ) . . . 1 ) شأن 2 ) در مبحث قدر جامع 3 ) تصوير جامع 4 ) اشكال

[ استناد به عدم صحت سلب ]

5 ) دومين دليل اعمىها عبارت است از عدم صحت سلب از فاسد : اگر نماز فاسد را موضوع قرار دهيم ، سلب كردن لفظ صلاة ، از آن ، نادرست است و همين‌طور برعكس حمل كردن لفظ صلاة بر آن صحيح مىباشد و يكى از علامات حقيقت و مجاز هم عدم صحت سلب و صحت حمل بود ، در نتيجه لفظ صلاة براى اعم از صحيح و فاسد وضع شده است . 6 ) مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند از دليل دوم صحيحىها ، فساد اين دليل شناخته مىشود و آن اينكه اگر مشاهده مىشود كه به نماز فاسد هم كلمه صلاة اطلاق مىشود ، چنين اطلاق و استعمالى با مسامحه و مجاز مىباشد نه از روى دقت و حقيقت ، و همان‌طور كه مكرر عرض كرده‌ايم استعمال لفظ در معانى ، اعم از حقيقت و مجاز است و چنين مطالبى فقط گوياى صحت استعمال است نه حقيقت وضع ، پس ديد عرفى و مسامحه‌اى دليل وضع الفاظ در معانى نيست ، بلكه بايد با ديد دقيق بررسى كرد تا حقيقت وضع مشخص شود . 7 ) در آن قسمت كه فرمودند ( واضع الاطلاق عليه بالعنايه )

[ دليل سوم اعمىها ]

8 ) دليل سوم اعمىها :
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 236 | الآخوند الخراساني / مهركش احسان