قلت : 1 ) . . . فى البرء 2 ) فيما لو اعطاه 3 ) لمن صلى و لو علم بفساد صلاته 4 ) لاخلاله 5 ) . . .
[ دليل آخوند براى عدم پذيرش ثمرهى نذر ]
جناب آقاى آخوند مىفرمايند اين مطلب هرچند درست است اما صلاحيت ندارد كه به عنوان مسأله اصولى مطرح شود زيرا همانطور كه در اول كتاب عرض كرديم مسألهاى جزء مسائل علم اصول محسوب مىشود كه نتيجه آن در طريق استنباط حكم فرعى قرار گيرد و چنين مسألهاى از اين شأنيت برخوردار نيست . مضافا به اينكه مسأله نذر ، تابع چگونگى قصد ناذر مىباشد . مثلا اگر نذر كند اگر شخصى نماز بخواند به هر صورتى كه باشد ولو اينكه به يك جزء آن اخلال ورزد ، صدقهاى پرداخت نمايد ، در اين صورت اگر شخص به صورت فاسد نماز خواند بر شخص ناذر واجب است كه صدقه پرداخت نمايد و اگر پرداخت كرد به نذراش وفا نموده و برى الذمه مىشود .
1 ) جواب آقاى آخوند به اين ثمره كه بيان كرديم هرچند اين مطلب به نوبه خود صحيح است اما شأنيت مسأله اصولى بودن را ندارد .
2 ) صحيح اين كلمه برّ مىباشد ولى در بسيارى از نسخ ( برء ) استعمال شده است و معناى آن عبارت است از ( بر نفسه او بنذره اى وفى به و لم ينحث )
اما كلمه البرء و البرء به معناى شفا يافتن از مريض مىباشد همچنين كلمه ( البرء ) و به معناى خلق كردن از عدم هم مىباشد « 1 »
3 ) ناذر
4 ) مصلى
5 ) مصلى
هامش
( 1 ) - حاشيه مرحوم مشكينى جلد 1 صفحه 179