تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
فى المسمى 1 ) ، فكان شىء واحد 2 ) داخلا فيه 3 ) تارة و خارجا عنه 4 ) ، اخرى بل 5 ) مرددا بين ان يكون هو 6 ) الخارج او غيره 7 ) . . . و هو كما ترى 8 ) 1 ) قدر جامع و موضوع له 2 ) مثلا ركوع ، تارة داخل در موضوع له و مسمى هست كما اينكه در نماز شخص قادر چنين است و تارة خارج از موضوع له مىباشد مانند نماز شخص عاجز 3 ) موضوع له و قدر جامع 4 ) موضوع له و قدر جامع 5 ) اشاره به اشكال سوم دارد 6 ) شئى 7 ) خارج 8 ) زيرا با توجه به اشكال سوم هيچگاه موضوع له محقق نمىشود چون موضوع له بايد منضبط باشد نه اينكه مردد و نامعلوم . « 1 »
هامش
( 1 ) - مرحوم آقاى خوئى اشكال چندانى به اين قدر جامع ، نمىبينند و آن را مىپسندند . ممكن است در مورد اين قدر جامع گفته شود كه لفظ بإذا معظم الاجزاء وضع نشده است زيرا دو لفظ ، مترادف مىشود كه چنين چيزى قطعا باطل است ، بلكه قدر جامع باختلاف مركب متفاوت مىشود مثلا معظم الاجزاء نماز مغرب با نماز عشاء تفاوت مىكند . . . و قد تقدم كه التزام به چنين چيزى در مركبات اعتباريه هيچگونه مانعى ندارد بلكه چنين چيزى جزء مرتكزات ذهن است . . . و از جميع آن‌چه كه ما ذكر كرديم معلوم مىشود كه اشكالى به اين قدر جامع وارد نيست ، به شرط اينكه از وجه اول به اين صورت چشم‌پوشى كنيم كه لفظ ، براى معظم الاجزاء به صورت لا به شرط وضع شده . هذا مع اعتبار الموالاة و الترتيب ايضا فى المسمى ، اذ بدونهما لا يصدق على المعظم عنوان ال « صلاة » محاضرات جلد 1 صفحه 168 ، 167 اما جواب آقاى وحيد خراسانى به آقاى خوئى در مورد اين قدر جامع : -
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 188 | الآخوند الخراساني / مهركش احسان