تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1932

مساهمون:

ص١٩٣٢

در عصر انبياء و اولياء

حكومت و سرپرستى امت در عصر رسالت ، روشن ومبرهن و عملى بود پيامبران الهى ، زعامت روحى و مادى مردم را به عهده داشتند و اصولا در منطق انبياء ماده و معنى وجود نداشته است بلكه تمام مسائل مادى سرچشمه ى معنوى دارند و در حدودى مورد قبول و پذيرش هستند كه در مسير معنويات و مسير تكاملى بشر قرار گيرند و هر نوع مادياتى هم كه در صراط و مسير خدا باشد ، معنويات تلقى است هر چند صورت ماديات و ابزار و وسائل را داشته باشند از اين رو است كه فقهاء عظام ، مسائل مربوط به تجارت و صنعت ، طبابت و پزشكى و ديگر امور فنى و صنعتى را جزء واجبات شمرده اند و عموم مسلمانان وظيفه دارند كه به انجام آنها ، اقدام كنند و اگر عده اى بر اين امر قيام كردند تا حدى كه نيازمنديهاى جامعه را بر طرف سازند از عهدهء ديگران ساقط مىگردد و به اين عمل ، واجب كفائى مىگويند با اين وضع تكليف مردم در زمان رسالت و در عهد وصايت و جانشينى پيامبران هم روشن ، و تكليف آنان معين است كه حكومت و ادارهء مردم از سوى خدا در اختيار بندگان و نمايندگان خاص خدا است .

در دوران غيبت

اما در دوران غيبت چگونه است ؟ پاسخ آن مثبت است . و در روزگارى كه امام معصوم ( عليه السلام ) حضور عينى ندارد وظيفهء مردم از نظر حكومت اسلامى ، حفظ و نگهدارى اصول اسلام و نگهدارى آن از تباه شدن و پايمال گشتن است و معصوم ( عليه السلام ) تكليف مردم را در چنين روزگارى در مسائل و حوادث آينده ، روشن ساخته است و آن مراجعه به راويان حديث ، و خبرگان فقه و خبرگان علوم اهل بيت ( عليه السلام ) است و آنان فقيهان اسلام شناس ، و اسلام شناسان فقيه هستند كه مىتوانند تكليف مردم را از نظر زندگى عمومى و خصوصى از نظر عبادى و سياسى ، از نظر اقتصادى و اجتماعى اداره نمايند و آنان نمايندگان و جانشينان عمومى معصوم ( عليه السلام ) و سرپرستان امت اسلامى مىباشند و در ميان آنان ، آنكه فقيه وارسته و متقى شجاع و مبسوط اليد است ، بر ديگران رجحان و