انبياء و پيامبران الهى را برانگيخته است كه در طول تاريخ زندگى بشر ، مردم را به سر
منزل هدايت سوق داده اند و آنان را با روش زندگى صحيح ، آشنا كرده اند كه آخرين و
برگزيده ترين رسولان ، پيامبر عاليقدر اسلام مىباشد كه همراه دستور و قانون عالى
( قرآن ) براى ارشاد و راهنمائى بشر آمده است و بشر را به سوى خدا ، و زندگى حقيقى و
سعادت آميز دعوت كرده است او قانون آسمانى را كه از طرف خداوند متعال آورده است
در برگيرندهء تمام جزئيات زندگى بشر در سرتاسر ادوار عمر اعم از دنيا و آخرت و اعم از
امور زايد فردى و اجتماعى او مىباشد كه به تمام جزئيات امور هم پرداخته است .
حكومت و ولايت
چنين قانون كاملى كه در مسائل فرعى و جزئى نيز حكم و تكليف دارد نمى تواند در
مسألة كلان حكومت و ادارهء شئون اجتماعى بشر ، بى تفاوت بوده باشد و آن را هرگز
مد نظر نداشته باشد از اين رو مسئلهء سياست و ادارهء جامعه در رأس مسائل قرار دارد . حل
و فصل مسائل مردم ، و تشريح و توضيح و اجراء قانون الهى و مديريت شئون اسلامى در
عهد رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) در دست با كفايت خود او قرار داشت چون او ، هم زعيم ملت و هم
رهبر و راهنما و هم اجراء كنندهء قوانين كلى و جزئى بود و در ايامى كه خود آن
حضرت ( صلى الله عليه وآله ) حضور عينى نداشتند با تعيين خلفاء و جانشينان شايسته و لايق به اين امر
مهم اقدام يا نماينده كرده اند كه مردم در سرگردانى وتحير به سر نبرند ، و روى زمين
خالى از حجت و راهنما و آيت الهى نباشد ، و طبق مفاد آيهء شريفه : " أليوم اكملت لكم
دينكم ، وأتممت عليكم نعمتى ، ورضيت لكم الأسلام دينا " . ( 1 )
" امروز دين شما را تكميل نمودم . و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم و اسلام
كامل و جامع را دين شما قرار دادم " اين تكميل واتمام نعمت ، با تعيين خلافت و وصايت
و جانشينى ، على ( عليه السلام ) به كمال مطلوب رسيده است و ولايت و زعامت او پس از رحلت
رسول اكرم ( صلى الله عليه وآله ) عامل تداوم اين فيض الهى و شمول اين عنايت خاصه ربانى است كه جز
هامش
1 . سورهء مائده آيهء 3 .