تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1929

مساهمون:

ص١٩٢٩
ضرورت وجودى آن بحثى نيست اما بحث مهم در اينست : در اينكه كدام قانون به صلاح مردم و در مقام سعادت آفرينى بر فرد و جامعه است ؟ و كدام قانون مىتواند جامعه را به رشد و تكامل خود نائل سازد ؟ جامعه شناسان و قانون دانان در پاسخ آن ، مطالب فراوانى ايراد كرده اند ، كه آخرين و بهترين نظريه ، آن است كه قانون كامل هر آن قانونى است كه قانونگذار كاملا طبيعت بشر را بشناسد و قانونى وضع كند كه با طبيعت آن سازگار بوده باشد نه هر قانونى كه نا متجانس وناهمگون با خواستها و غرائز او بوده باشد . با توجه به اين نكته ، اكنون اين سوال پيش مى آيد كه كدام جامعه شناس مىتواند بهتر مردم را درك كند ، و به اعماق خواسته ها و نيازهاى او پى ببرد ؟ و در اينجا ممكن است پاسخهاى متعددى بازگو شود و هر كس مطابق فكر و سليقه و استعداد خويش ، توجيهى كرده باشد ، ولى قاطع ترين پاسخ آنست آن مقام و آن منبع و آن قانونگذارى بهتر مىتواند ، قانونى وضع و تشريع نمايد كه خود با اسرار و رموز مورد قانون بهتر آشنا بوده باشد و آن جز پروردگار عالم كه بشر را آفريده است و با تمام ريزه كاريها و ابعاد وجودى او ، آشنا و مطلع است مقام و منبع ديگرى سراغ نداريم . يكى از نويسندگان و پژوهشگران بخش قانون در كتاب " قرار دادهاى اجتماعى " مى گويد : " بهترين قانون آنست كه از عقل كل ، سرچشمه گرفته باشد با طبيعت هيچ رابطه اى نداشته باشد ولى كاملا آن را بشناسد نيازمند ما نباشد ، ولى نيازهاى ما را درك كند ، و تحت تأثير هيچ نوع عوامل فيزيكى و اجتماعى وغيره نگيرد " ( 1 ) . يقينا چنين قانونگزارى جز خداوند متعال ، منبع و مقام ديگرى نخواهد بود . . . . با اين مقدمه كوتاه و فشرده به اصل مطلب مىرسيم و آن اينكه خداوند متعال براى ادارهء بشر و تأمين سعادت و رشد او قوانين ارزنده‌اى را در ضمن كتابهاى آسمانى خويش ارائه داده است . فرمانروايان و معلمين عاليقدرى مانند :
هامش
1 . روسو ، قراردادهاى اجتماعى ص 12 .