تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1935

مساهمون:

ص١٩٣٥
2 . ولايت قراردادى و عرضى : از طرف پروردگار مخصوص پيامبر خدا و پيشوايان معصوم ( عليه السلام ) است جائى كه قرآن مىفرمايد : پيامبر به مؤمنان از خودشان اولى است ، " ألنبى أولى بالمؤمنين من أنفسهم " ، پيامبر علاوه بر كفار بر مؤمنين هم اولى است و شمول اين آيه بسيار گسترده و فراگير است با اطلاق و وسعت خويش ، تمام جوانب سرپرستى را فرا مىگيرد به حدى كه اگر صلاح و مصلحت پيامبر يا امام بر آن گيرد كه مرد زن را طلاق دهد مىتواند ، پس مال و امور ديگر ، جاى خود را دارد و يقينا در آن موارد مىتوانند و صلاحيت دارند . 3 . ولايت فقيه مجتهد : كه نيابت امام را به عهده دارد ولايت و سرپرستى او ، طبيعتا دائره‌اش تنگتر از دو نوع ولايت گذشته است ولى آنچه از مجموع دلائل استفاده مىشود . اينست كه فقيه ، ولايت و سرپرستى بر تمام شئون عمومى دارد و بر آنچه كه هيئت اجتماعى مردم ، به آن نياز دارد كه به تعبير كلام معصوم ( عليه السلام ) " جريان امور مردم در دست علماء وارثان انبياء مى باشد " و اين نوع ولايت در تعبير متشرعين ، تصدى امور حسبيه است مانند : تصرف در اموال كسانى كه سرپرست ندارند ، تصدى امور اوقاف ، طلاق زن مرد غائب ، اقامهء حدود و . . . عقل و نقل دلالت بر ولايت فقيه دارد كه او مىتواند شئون عمومى را اداره كند چون تصدى اين امور ابتداءا مخصوص امام معصوم ( عليه السلام ) است در نبودن او فقيه در مرتبه دوم قرار دارد و منشاء آن قراردادى است كه معصوم ( عليه السلام ) فرموده است : " آنان حجت خدا بر شمايند آن چنان كه من حجت خدا ، بر شما هستم " . ( 1 )

روش عملى فقهاء

در هر عصر از اعصار اسلامى ، فقهاء و علمائى بوده اند كه به اين مهم اسلامى قيام ورزيده و بخشى از مسائل مربوط به ولايت فقيه را اجراء نموده اند و اگر توفيق كامل هم
هامش
1 . كاشف الغطاء الفردوس الأعلى .