تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1471

مساهمون:

ص١٤٧١
هنگامى كه پاسخ سؤالات داده شد ، مأمون به شعف و خوشحالى افتاد ، رو به خاندان عباسى كه همه پسر عموهاى او بودند ، گفت : " آيا سزاوار است كه از چنين شخصيت عالم و دانا بگذريم ؟ آيا كسى از شما مىتوانست ، پاسخ اين مسائل را از ديدگاه فقهى همانند او بيان كند ؟ " همگى اعتراف كردند كه تشخيص مأمون در انتخاب امام ( عليه السلام ) ، بىجهت نبوده است . مأمون افزود ، دودمان اهل بيت ( عليه السلام ) ، علم و دانش آنان ارتباطى به سن و سال آنان ندارد دانش آنان از سرچشمه وحى گرفته مىشود ، آيا نمىدانيد پيامبر اسلام ( صلى الله عليه وآله ) ، على ( عليه السلام ) را به اسلام دعوت نمود و اسلام او را پذيرفت ، در صورتى كه بيش از ده سال نداشت ؟ با حسن ( عليه السلام ) ، و حسين ( عليه السلام ) آن دو كودك خردسال ، بيعت انجام داد در صورتى كه سن آنان پايين‌تر از شش سالگى بود ، و جز آنان از هيچ كدام از كودكان بيعت نپذيرفت .

ازدواج

فرداى آن جلسه بود كه مأمون ( عليه السلام ) ، شخصيت‌هاى برجسته و دانشمندان و رجال لشكرى و كشورى را فراخواند و مجلس باشكوهى ، ترتيب داد و مراسم عقد دختر خود " ام الفضل " را با امام جواد ( عليه السلام ) انجام داد . امام جواد ( عليه السلام ) در همان سالى كه با دختر مأمون ، عروسى كرد از بغداد به مدينه بازگشت و تا سال 220 در مدينه مى زيست تا حكومت به دست معتصم افتاد .

معيار شناخت حديث صحيح

در يكى از مجالس مناظره كه فراوان در حضور مأمون تشكيل مى يافت ، يكى از علماى دربارى براى توليد عداوت و كينه در قلوب عده كثيرى از حضار مجلس نسبت به ساحت امام جواد ( عليه السلام ) از امام ( عليه السلام ) سؤال كرد چه مى فرماييد ، در مورد آن حديثى كه دربارهء يكى از ياران نزديك رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) وارد شده است و مى گويد : " جبرييل بر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) نازل گرديد و عرض كرد اى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ! خداوند متعال تو را سلام مى رساند ، و مى فرمايد از يكى از ياران خود بپرس كه خداوند متعال از تو راضى