تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1462

مساهمون:

ص١٤٦٢
كمى سن ، از نظر علم و آگاهى و حلم بر همهء دانشمندان برترى داشت " . ( 1 ) 8 . حافظ حسين كربلائى تبريزى ( 994 ه‍ ) : دربارهء امام جواد ( عليه السلام ) مى نويسد : " حضرت امام أنام ، وهمام أيام ، وحبر مقدام ، امام الامة ، وارث علوم الائمة ومقتدى أهل السداد ، محمد بن على بن موسى التقى الجواد ، عليهم صلوات رب العباد " . مقتداى افاضل واعيان * پادشاه ممالك عرفان كه مرتبهء امامت و وصايت از آن حضرت به او رسيده ، حالا شروع در ذكر آن حضرت مىشود ، بدان كه حضرت امام محمد تقى ( عليه السلام ) امام نهم است از ائمهء اثنى عشر و كنيت وى ابوجعفر ( عليه السلام ) بوده ، او را ابوجعفر ثانى گويند . . . فضائل و كرامات وى زياده از حد حصر است " . از جمله ، مشهور است كه در وقت وفات پدرش حضرت رضا ( عليه السلام ) در طوس ، وى در مدينه بود ، به طى أرض در طوس حاضر گشت و غسل وى داد و كفن در وى پوشانيد و نماز بر او گزارد و غايب شد . . . . " ريان بن شبيب " روايت كرد كه " مأمون " خواست ، دختر خويش " ام الفضل " را به نكاح حضرت امام محمد جواد ( عليه السلام ) درآورد ، و اين بر عباسيان ، شاق مى نمود . " مأمون " گفت : من او را از آن جهت اختيار كرده ام كه افضل اهل زمان است با وجود صغر سن . گفتند : كودك است و چندان علم و معرفت ندارد . صبر كن كه علم بياموزد . گفت : من ايشان را از شما بهتر مى شناسم ، ايشان اهل بيتى هستند كه علم ايشان از خداى تعالى بود ، ايشان در علم به كسى محتاج نباشند و اگر خواهيد او را در فنون علوم امتحان كنيد تا شما را صدق دعوى من معلوم شود . گفتند : بگذار تا يكى را تعيين كنيم تا از وى مسأله پرسد . گفت : اين چنين باشد . به نزديك " يحيى بن أكثم " شدند . الخ . " حافظ كربلائى " پس از نقل جريان " يحيى بن اكثم " و عاجز و ناتوان شدن او در مقابل امام جواد ( عليه السلام ) و تبديل شدن جلسهء مباحثه ، به مجلس عقد ، مى افزايد : اگر در ذكر فضائل و كمالات حضرت امام محمد تقى ( عليه السلام ) مشغول گرديم ، كتابها بايد ساخت ، از آن باز آمديم .
هامش
1 . همان كتاب ، ص 205 .