تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1465

مساهمون:

ص١٤٦٥
آنان مى باشد ، بسيار است . به عنوان نمونه به چند مورد از افادات علمى امام جواد ( عليه السلام ) در دوران زندگى كوتاه مدتش ، مى پردازيم : هنگامى كه از شكار برمىگشت و داستان برخورد او با مأمون كه گذشت . سخنانى كه امام جواد ( عليه السلام ) در سن نه و ده سالگى به مأمون گفت ، شايسته يك طفل يازده ساله نيست و به سخنان مرد جهان ديده و درس خوانده شباهت دارد كه از مسائل روانى و قوانين حقوقى و جزايى اطلاع كامل داشته باشد تا بتواند مسائل را به خوبى تحليل نمايد . و چون چنين مكتب و كلاسى ، وجود نداشت به آسانى پى مى بريم كه در كلاس الهى و مكتب آسمانى تعلم ديده اند و علوم و معارف آنان : علم الهى ولدنى مى باشد . اين گونه قضايا را جز در پرتو امدادهاى غيبى و عنايات خاص الهى كه در حق پيشوايان مبذول داشته است ، نمى توان توجيه و تفسير نمود . اغلب مورخين نوشته اند كه داستان ازدواج امام ( عليه السلام ) با ام الفضل صبيبه مأمون با تشويق و اصرار مأمون پس از اين معارفه و آشنايى صورت گرفت و امام جواد ( عليه السلام ) از آن پس مورد تعظيم و تكريم و احترام مأمون قرار گرفت و از علوم و دانش او بهره ها برد . 2 . مذاكره فقهى با رئيس ديوان عالى بغداد : در تشكيلات خلفاى عباسى ، عده اى از منتسبين علم و دانشمندان فنون مختلف وجود داشتند كه علم و دانش خود را به قيمت نازل و بهاى اندكى ، در برابر ماديت فروخته و خود را در قيد و بند ماديت و رياست طلبى گرفتار ساخته بودند و بر خلاف اقتضاى طبع ، علم و دانش دوستى كه آدمى را به نورانيت و معنويت مى كشاند ، آنان هر روز به سوى تاريكى وظلمت و به غرقاب ماديت نزديكتر مى شدند . يكى از آنان قاضى القضاة بغداد و به تعبير امروز ، رئيس ديوان عالى كشور اسلامى آن روز ، يعنى " يحيى بن اكثم " بود . او در فساد اخلاق و مراتب رذائل نفسانى مشهور و معروف شهر بود . ( 1 )
هامش
1 . مروج الذهب ج 4 ، ص 21 .