تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1460

مساهمون:

ص١٤٦٠
بيشترى داشته است . آن حضرت ساكن روضهء بهشت در كمال آسايش است و در قبرستان قريش در كنار مرقد مطهر جدش حضرت امام موسى كاظم ( عليه السلام ) مدفون است و آن روضه اى مشهور ، و قبه‌اى است متلألى از درخشندگى و نور ، جنتى است از نعيم فيض الهى معمور " . " اللهم صل على سيدنا محمد وآل سيدنا سيما الإمام السجاد محمد التقى الجواد " . ( 1 ) 7 . احمد بن حجر هيثمى مكى ( م 974 ه‍ ) : محدث ومفتى حجاز وفقيه شافعى مذهب ، مؤلف " الصواعق المحرقة في الرد على أهل البدع والزندقة " دربارهء امام جواد ( عليه السلام ) مى نويسد : " يك سال پس از وفات حضرت على بن موسى الرضا ( عليه السلام ) ، مأمون به بغداد آمد . روزى به عزم شكار حركت كرد . امام جواد ( عليه السلام ) در كنارى ايستاده بود و چند كودك در آن نزديكى به بازى مشغول بودند ، همين كه موكب مأمون را ديدند ، فرار كردند ، ولى محمد بن على جواد ( عليه السلام ) در حالى كه تنها نه سال از عمرش گذشته بود ، بر جاى خود ايستاد ، خداوند محبت او را به قلب مأمون افكند و پرسيد : چه عاملى باعث شد ، تو با ساير كودكان فرار نكردى ؟ حضرت جواد ( عليه السلام ) فورا جواب دادند : اى امير ! راه تنگ نبود كه من با رفتن خود آن را براى عبور خليفه ، گشايش داده باشم و مرتكب گناهى هم نشده ام كه از ترس مجازات ، فرار كنم و من نسبت به خليفهء مسلمين ، حسن ظن دارم ، گمانم اين است كه او به بى گناهان آسيب نمى رساند . بدين جهت در جاى خود ماندم و فرار نكردم " . " فأعجبه كلامه ، وحسن صورته فقال له : ما اسمك و اسم أبيك ؟ . . . " " مأمون از سخنان محكم و منطقى كودك و همچنين قيافهء جذاب و گيراى او تعجب كرد و پرسيد اسم شما و اسم پدرت چيست ؟ " فرمودند : " محمد بن على الرضا ( عليه السلام ) " هستم " مأمون " نسبت به پدر او از خداوند طلب رحمت كرد و راه خود را در پيش گرفت . چون به صحرا رسيد ، نظرش به دراجى افتاد ، بازى از پى آن رها كرد آن باز ، مدتى
هامش
1 . وسيلة الخادم الى المخدوم ، فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى ، ص 249 - 254 .