تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
اوايد از من 93 . 34 - شيخ الاسلام گفت 94 : دنيا بهره‌ى اوايد 95 از تو ، و آخرت بهره‌ى توايد ( 95 ) ازو . وى را در آخرت 96 بهره نيست ، بهره‌ى او 97 در دنياست . 35 - سخن على بن ابى طالب است ، كرم اللّه وجهه : ار مرا اختيار دهند كه در مسجد رو ، يا خواهى در بهشت 98 ، من در مسجد روم كه : مسجد بهره‌ى اوايد 99 از من ، و بهشت بهره‌ى من‌ايد 100 ازو . 36 - و بايزيد گويد : الهى ، فردا 101 دست من در دست فقيرى ده 102 ، كسى كه او با من 103 از تو گويد ، و من با او از تو گويم ؛ و بهشت فرا ديگران ده . 37 - بسطامى 104 را گفتند كه : عارف ازو هيچ محجوب 105 بود ؟ گفت 106 : او خود حجاب عارف‌ايد 107 ، ازو محجوب چون بود ؟ 38 - شيخ الاسلام گفت كه 108 : او بنگدارد كه كس 109 سامان فرا عارف داند 110 ، در هفت آسمان و زمين پوشيده‌تر از عارف نيست ، مريدان حجاب خويش‌اند و حق حجاب عارف . هركس حجاب دارد 111 ، تاش نشناسند . عارف حجاب او 112 دارد تاش نبينند . 39 - شيخ الاسلام گفت ، قدس اللّه روحه كه : بو سعد مجنون مرا 113 گفت كه بو نصر ترشيزى گفت كه بو زرعهء 114 طبرى گفت كه مرتعش گفت كه 115 بو عثمان 116 حيرى گفت كه با حفص حداد نيشابورى گفت 117 كه سلمه‌ى نجارى 118 گفت كه : من حاضر بودم كه شاگردى از 119 آن بايزيد پرسيد وى را كه : مريدمه 120 يا مراد ؟ گفت : لا مريد و لا مراد و لا خبر و لا استخبار و لا حد و لا رسم و هو الكل بالكل ، برق السن مخبره ، و شرر نار مسعرة 121 ، فالكل عن النطق اظهار و الاظهار عن النطق اسرار ، و هو الكل بالكل 122 . 40 - شيخ 123 الاسلام گفت : و هو الكل بالكل ، بلا كل ( 123 ) . 41 - شيخ الاسلام گفت كه : بو سعد مالينى گفت كه حصرى گفت 124 كه با حفص شقاق گفت ، كه بو تراب نخشبى گفت كه : بايزيد بسطامى را گفتم كه :
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 108 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )