تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
طلبتكم خمسين من حجة * اذا بوسطى فيه زنار
16 - ابو موسى الدبيلى من اصحاب ابى يزيد 48 ، قال ابو موسى : الناس يقولون : اسناد الحكمة 49 وجودها ، و انا اقول : اسناد الحكمة ( 49 ) قبولها 50 . 17 - ابو موسى گويد ، شاگرد وى ، كه 51 بايزيد گفت كه : اللّه تعالى را به خواب ديدم ، گفتم : راه به تو چونست 52 ؟ گفت : از خود فروتر آى رسيدى 53 . 18 - شيخ الاسلام گفت : راه فرا اللّه شناخت را آسان است ، يافت را عزيز است 54 . 19 - حلاج گويد كه : راه با او يك 55 گام است . 20 - شيخ الاسلام گفت : از خود درگذشتى فرا زو رسيدى 56 . 21 - شيخ الاسلام گفت كه : قاضى ابراهيم باخرزى مرا گفت كه : اللّه تعالى 57 به خواب ديدم ، گفتم : خداوندا ، بنده به تو كى رسد 58 ؟ گفت : آنگاه 59 كه او را هيچ مانع نماند كه او را از من وادارد . 22 - شيخ الاسلام گفت در دعا فرا درويشى از ياران خود كه : اللّه تعالى ته به خويشتن از خويشتن بمكناد ، ته به خويشتن از خويشتن بمبراد ! ته به خويشتن از خويشتن بمپوشاد 60 . 23 - محال بود كه چيزى آيد 61 و ترا ازو بپوشد . چون 62 چيزى ترا ازو بپوشد چون او 63 پديد آيد ( 61 ) ، آن چيزى برسد ، چون خويشتن از خويشتن بپوشد ، در غرور بمانى جاويد 64 . لا تقطعنا بك عنك ، دعاى ابو بكر صديق است 65 . رضى اللّه عنه . 24 - شيخ الاسلام گفت كه : با سليمان دارانى گويد كه : هر چيزى كه 66 ترا ازو مشغول كند بر تو شوم است ، گر همه مادر تو و پدر توايد 67 . 25 - شيخ الاسلام گفت كه . خاصگيان او از يك جا مىشنوند و به يك جا مىنگرند 68 . 26 - شيخ الاسلام گفت كه : قصه همه اين است كه آنجا 69 كه نشان دهند