و من طبقة الاولى
بايزيد بسطامى 1
.
1 - شيخ الاسلام گفت كه : نام وى طيفور بن عيسى بن سروشان است 2 . جد او سروشان گورى بوده مسلمان شده 3 ، و بايزيد از اقران احمد خضرويه است و با حفص و يحيى معاذ و شقيق بلخى 4 ديده بود . شيخ الاسلام گفت 5 : استاد وى كردى بود 6 ، پهلوى وى در گورست به بسطام 7 . بايزيد درخواست كه گور من فروتر از آن استاد 8 من بريد حرمت استاد را .
2 - و بايزيد صاحب راى بوده 9 در مذهب ، ليكن وى را ولايتى 10 گشاد كه مذهب در آن با ديد نيامد 11 .
3 - و وفات وى در سنه احدى و ستين و مائتين بود 12 و نيز گفتند كه 13 در سنه اربع و ثلاثين ، و ليكن در سنه احدى و ستين درستتر است . و اللّه اعلم 14 .
4 - بايزيد گفت 15 : من لم ينظر الى شاهدى به عين الاضطرار ، و الى اوقاتى به عين الاغترار ، و الى احوالى به عين الاستدراج ، و الى كلامى به عين الافتراء و الى عبارتى 16 به عين الاجتراء ، و الى نفسى به عين الارزاء 17 فقد أخطأ النظر فى .
5 - و قال ابو عثمان المغربى 18 لم اسمع 19 لابى يزيد حكاية احسن منها .
6 - شيخ الاسلام گفت كه : بر بايزيد فراوان دروغها 20 گويند . از آنچه برو ساختهاند يكى آن است كه وى گفت : شدم خيمه زدم برابر عرش . شيخ الاسلام گفت 21 : اين سخن در شريعت كفر است و در حقيقت بعد . مى حقيقت درست كنى به فرا ديد آوردن خويش ؟ حقيقت چيست ؟ برستن از خويش . حقيقت به نبود 22