تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 172

مساهمون:

صمقدمه ١٧٢
حلوا پانيد ( - حلواى پانيد ) 618 پس قوم ( - قومى ) است كه مىشناسد . 645 « ك » تصغير - استعمال فراوان « ك » تصغير از ويژگىهاى اين كتاب است : شمارك 55 ، كارك ، 56 ، 404 ، 556 ، ريزگك 160 ، جزوك 381 ، سرك 393 ، شاگردك 455 ، درك 455 ، عيبك 541 ، 542 ، گرزك ، 589 ، كاغذك 591 ، جايك ، چهارطاقك ، 598 ، سردك 630 . يكى ديگر از ويژگىهاى طبقات الصوفية استعمال « كه » به معنى « چون » است : پس كه به شناخت نسبت مىپيوندد و . . . پى بردن به احسان به ايشان اولاتر . 3 شيخ الاسلام گفت كه تجريد درست شود ملك سليمان معلوم نبود . 82 و كه كردار تو به تو ريا شود و سخن تو به تو دعوى آنگاه سرهنگ بى . 121 شيخ الاسلام گفت كه عارف‌ايد وى را به نفس دريافت . 279 هرگه از تو عيب و خطائى آيد در وى عذر بايد داد ، كه وى نيك كند تو شكر بايد كرد اين نه دوستى و صحبت باشد . 313 و كه از تو جرم آيد خود به عذر تو آيد . 314 گفت اى پير ، ار عزم ابراهيم و صدق . . . كسى را بود كه باد فتنه جهد و نگاه داشت او نبود همه باد ببرد ؛ و مرد در ميان آن بود . 525 و كه خلق ترا بستايد نگر مفتون نه بى ، كه نعمت بر تو بگشايد نگر مستدرج نه بى . 603