تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 931

مساهمون:

ص٩٣١
در اصول علم ظاهر و باطن 8 - امام مشرف 10 - به جوانى آمده آنجا وى را سخن كم است 11 - در آرزوى نيوشندهء وى را گفتند كه 13 - از آن كسى است 16 - شيخ الاسلام گفت كه واسطى گفت من و او . . . 17 - اين نكو نيست دوگانگى است 18 - نيامد 19 - رحمه اللّه چون 21 - آنكه 23 - + را 24 - وى را شنيد 25 - چون بيامد 27 - مگر بنحوست 30 - پير شما را چه 28 - + است 31 - برگذارد طاعت و تقصير ديدن گفت 33 - « كه » ندارد 34 - بينى كه خود را كردار بينى چرا نه همه او بينى و گفت كه من لم يندرج . . . فى العز الربوبية . . . 36 - و قال الواسطى 38 - آيد 41 - نامهء جنيد را به وى سر نامه بسم اللّه الرحمن الرحيم 42 - ابا بكر 45 - از اللّه رحمت‌اند بر خلق 48 - و قدر 50 - شيخ الاسلام گويد جنيد دانست كه وى نه . . . - رحمت خواند 52 - در هستى او نيست تصوف اين است 53 - و قال ليس 57 - گفت كه همه ائمهء 58 - علم است و واسطى مىگويد علم وراى 59 - علم كه او مىگويد پس 60 - آيد 63 - شد 65 - بو بكر زفاف مهين 68 - بو بكر زفاف كهين‌ايد چون زفاف كهين از دنيا 69 - ابو بكر 70 - و استاد ابو بكر رقىايد و بو بكر مصرى و از ياران . . . 72 - و گفته كه 74 - اللّه را به جان سالها مزبله‌ها رفته باشد 76 - زفاف مهين گفت كه 77 - چهل سال است تا از جنيد شنيدم 78 - هنوز جاى آن 80 - 81 - بو بكر زفاف كهين بغدادى است شاگرد زفاف مهين است ابتدا دست 82 - و حديث 83 - مىنوشت تا بس نيست با طريق اهل حقيقت گشت و يك‌چشم بود 84 - شيخ ابو بكر 86 - شدم به توكل گفتم از آن اهل منازل هيچ نخوريم 87 - از كسنامار صفحه 438 - 441 3 - نام وى محمد بن احمد بن جعفر بغدادى است 4 - مجاور بوده سالها و آنجا 5 - 6 - در سنه عشرين و مائتين 8 - ابو القريب اكثر مقاماته بطرسوس