6 - شب شنبه برفته از دنيا . . .
7 - « و ثلاثمائة » ندارد
8 - آيد
9 - « و بو عثمان مغربى و دقى » ندارد
10 - و بو عثمان مغربى گويد هيچكس نديدهام
12 - و باشفقتتر و روشنتر از . . .
13 - و او شاگرد بو جعفر صيدلانى آيد
15 - از دنيا بيزار بيزار و آيد شد
16 - بيرون آى
18 - از تو فروبرد باطن به سلامت بگذارد
22 - محبته جازية المحن و البلايا بالاوفا
23 - گفته محبيك لنفسك هى . . .
24 - آيد
25 - الآية .
26 - 27 - و من طبقة الثالثة ابو الحسن الصبيحى
29 - ابو عبد اللّه و نام احمد بن محمد . . .
31 - نام حسين بن عبد اللّه است كنيت ابو عبد الله از اهل بصره است سى سال در سربى بوده در سراى خود بيرون نيامده
33 - بيرون كردند وى را به شوش رفت و آنجا برفت رحمه الله گور وى
35 - لسان بود و ورع
36 - وى روز آدينه بر در مسجد بصره . . .
40 - از انبوهى خلق سجود نمىتوانست كرد
42 - 43 - و گفت كه بو الحسين صبحى گفت آرزومند منست
44 - و وى گفته
45 - « و هم وى گفته الغريب الذى لا جنس له » ندارد
46 - و قال الغريب الذى صحب الاجناس .
47 - ابو الحسن السيوطى ازين طايفه بوده
48 - رودبارى گفت كه هارون . . . - ابو الحسن
49 - حى و حيله نشناختيم
50 - كردى تا جايى كه سگ بودى
51 - شدى دانستى
52 - آوردى ار طعام خواستى
53 - شيخ ابو على رودبارى . . . در حال عظت بر ياران
56 - به حكم و امر به فضل شيخ سيروانى سه بار بانگ
57 - گفت نه فقرست كه خدمت يار خود . . .
63 - مىشنيدند هركه به زيارت شدندى
64 - « كه » ندارد
66 - ابن باكويه گفت
67 - محمد رازى شنيدم
69 - فقال و الصبر
70 - من استاد ابى على الرودبارى قال ابو الحسن المزين
71 - الصلاة و ما روى اكل و لا شرب
صفحهء 408 - 410 1 - و الطبقة الثانية او الثالثة
3 - مشايخ است از اقران جنيد و بو عبد الله جلا و جزان كه وى عمر
6 - صحبت او بوده با مشايخ شام و ذو النون را ديده و ملازم . . .
8 - سفر كرده تا دل خلق
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 927
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٩٢٧