تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 925

مساهمون:

ص٩٢٥
4 - و چاهى فراكندن 6 - و انبار در آن چاه پيشينه مىكرد 7 - پر شد باز سديگر در كندن گرفت و 8 - ديوانه نه‌اى مزدور نه‌اى چرا مىكنى ؟ 9 - در شغلى مىافكنم 11 - بماند مرقع ازدن گرفت تا با كلاهى آورد 12 - گفت كه تقوى نه بر حال او غالب 13 - « و انشدناه » ندارد 15 - گفت اما شغل از دوست قطيعت است ، « و انشدناه » دارد 17 - ندارد 18 - كنت لا بصر عنى 19 - در خانه حسن خياط شديم حسن 20 - كه ما را چيزى برتواند خواند 24 - مرتعش گفت كه 28 - گفت از شنيده خواهى يا از ديده 29 - گفتم از ديده 30 - بابى چند 31 - ازين همه شكفت‌تر ديدم 32 - لنگى به سماع به دو پاى برخاست به . . . 33 - به بغداد دعوتى بود گوينده . . . 35 - وى برخاست 36 - بنشست مقعد 37 - + برخواند 38 - تدعيته 39 - 40 - و من الطبقة الثالثة ابو عمر و الدمشقى 41 - شام بوده از اجله 44 - بو عمران مزين و بو الحسين 45 - چنان كه ور پيغامبران فريضه است اظهار آيات و معجزات 47 - تا خلق در نيفتند و قال 48 - انوار الموافقات و قل . . . 47 - و قال 49 - رؤية السكون 50 - بل بعض الظرف 51 - بر آن كسى كه 52 - و من طبقة الثالثة 53 - محمد بن اسماعيل نام وى محمد بن حامد الترمذى 54 - كنيت او ابو بكرست 55 - ار مهينان خراسان است احمد خضرويه را ديده و جزو و پسر او 57 - « كه » ندارد 58 - آيد . 59 - چيزهائى كه ترا از آن بسر است 61 - اين سرك وقت خود به نازدار كه جاويد به آن صحبت مىبايد داشت كه سروقت ندهند . . . 63 - صوفى دل آيد و وقت ايد 64 - و دل و زندگانى نيكو 65 - بشود چى بماند 68 - و گفت مؤمن ابن‌الوقتيد بمعنى نه ابن العمل 69 - حامد گويد 70 - نطقت جوارح 71 - و قال صفحهء 396 - 397 1 - و من طبقة الثالثة عبد اللّه محمد الخراز 3 - قوت باك صحبت كرده 4 - با حفص نشابورى را ديده بود و اصحاب بايزيد او را بزرگ مىداشتند 7 - و قال 8 - العبودية ظاهرا و الحرية باطنا