تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 888

مساهمون:

ص٨٨٨
52 - در حضر نگاه مىدارى يعنى صوفى 53 - و شيخ 54 - به بلخ بوده و زاهد و صاحب 57 - داشتى 60 - خير و طواف 61 - خود ده ركعت توان كرد 66 - آمد چنان هن صفحهء 159 - 160 2 - ابو سعيد الخراز 3 - ندارد 4 - قدس الله سره و اتم نوره كه 6 - بغدادى و امام 7 - از ائمه و اجلهء مشايخ 8 - + است 9 - محمد بن منصور طوسىايد 11 - بو عبيدهء بسرى و سرى 14 - پيشين كس است 15 - 16 - سخن گفت كه وى 17 - خود يار جنيدايد 18 - و اقران ويست و ازو 19 - برفته از دنيا در 20 - و ثمانين و گفته‌اند در سنه سبع و سبعين و مائتين و الله اعلم 21 - وى به اصل از بغداد است و به مصر 22 - در محبت صوفيان به مصر شد و به مكه بود ايامى 26 - از مشايخ كس مه ازو 27 - به روى 28 - جز زيشان 29 - آن نيز 30 - خرز موره مىبردى و بيرون مىكردى 31 - كنند 32 - امام است و يگانه 33 - گفت در بو سعيد 34 - ريزگكى لنگر دربايست كه كسى با او نمىتواند رفت 35 - رحمت درمىبايست 36 - علمى است . در متن جنيد بر واسطى مقدم شده است . 37 - و گفت كه گويند 41 - آيد 42 - « مى » ندارد 44 - و اگر از رهبانان مىبايد ابو سعيد خراز است 46 - دنيا ازو پر بود و نيز 48 - شيخ الاسلام و المسلمين گفت كه 50 - مقدود 51 - عندنا حال و علم حال - « للامام » ندارد . 52 - بعد بذاك . . . صفحه 162 - 172 1 - قال الشيخ الاسلام 9 - و از يافت بوى 10 - ندارد 12 - من عنده يرتاد 13 - يفوز بها 15 - دانى 16 - از كى آرد مصراع 17 - اى خسته نه از كوئى و اى يافته - كليت 19 - جز زوى به وى زوى مىجويد محجوبست 20 - « است » ندارد 21 - كه چرا اين 25 - يافت او آن