گفتهاند فى سنه
12 - ثلاث و سبعين درستتر ، « است » ندارد
13 - آنكه ترا علمى دهد
15 - و يافت و ديدار و صحبت دهد با نيكان و ترا قبول ندهد
16 - بو عبد اللّه ذهل گفت
18 - نشان نيك هوبختى
24 - قدس سره
25 - روشن از
26 - روز بترى هركه نه در زيادتى در نقصان .
30 - حق وى را لازم
31 - سهيل - و المعروف للمريدين و التمكن
32 - و قال عرو بن سالم
33 - عرفت سنين من
34 - باليل
35 - ربه و هو
36 - اخبرنا ابن باكويه
37 - 38 - الشيرازى اخبرنا احمد بن عطا الرودبارى عن احمد بن بقاء
39 - بن ايوب عن سهل بن عبد اللّه قال
40 - و قال
41 - ابو اسحاق ايوب شاگرد سهل است
42 - و حكايت در جزوى و روايت
44 - تغير افتاد
46 - گويد كه درويشى كه
47 - نيوفتد
48 - محمد نوار خال و استاد سهل است
50 - برهان ده كه خاموشى بم با تو گويم و چون گويم از آن تو به تو گويم
51 - به شب نخفتى هفتساله بود كه
54 - بلائى است
55 - خال هفتساله وى را مرقع پوشيد
56 - عن غيرك بعر و سهل تسترى گويد اللّه
57 - آنگاه تدنس داد به تفضيل رياضت
59 - + گفتن
61 - گويد شبى
63 - آسمان از ستاره
64 - بگريزد
65 - گفت كه ازو پرسيدند
66 - بديد
67 - پيش او عودتر در آن . . .
68 - باز افتاد و از كار بشد چون باز آمد
69 - او را گفت
71 - در خلوتگه كه
73 - در ايشان مشو مگر كه بشائى
74 - طوبى دوستان را كه او
75 - دوست يافتست نور يافت و اگر در طلب بميرد شفيع يافت .
77 - بر خلق و مال بود و خلق و بيماران
78 - شفيع بوده و خلق به دو شفاعت خواستندى و خود را نه به . . .
79 - بر سهل آمد و گفت
80 - لختى در چوبينهاى كن به من آر رفت
82 - و در آن افكند و سر آن بپوشيد
87 - سهل از آن علت ولايت يافته بود ، « از آن حد » ندارد
صفحهء 139 - 140 2 - داشته بود و استاد
3 - يعقوب زيات است .
5 - برفته از دنيا با بس به اندكى
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 884
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٨٨٤