تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 884

مساهمون:

ص٨٨٤
گفته‌اند فى سنه 12 - ثلاث و سبعين درست‌تر ، « است » ندارد 13 - آنكه ترا علمى دهد 15 - و يافت و ديدار و صحبت دهد با نيكان و ترا قبول ندهد 16 - بو عبد اللّه ذهل گفت 18 - نشان نيك هوبختى 24 - قدس سره 25 - روشن از 26 - روز بترى هركه نه در زيادتى در نقصان . 30 - حق وى را لازم 31 - سهيل - و المعروف للمريدين و التمكن 32 - و قال عرو بن سالم 33 - عرفت سنين من 34 - باليل 35 - ربه و هو 36 - اخبرنا ابن باكويه 37 - 38 - الشيرازى اخبرنا احمد بن عطا الرودبارى عن احمد بن بقاء 39 - بن ايوب عن سهل بن عبد اللّه قال 40 - و قال 41 - ابو اسحاق ايوب شاگرد سهل است 42 - و حكايت در جزوى و روايت 44 - تغير افتاد 46 - گويد كه درويشى كه 47 - نيوفتد 48 - محمد نوار خال و استاد سهل است 50 - برهان ده كه خاموشى بم با تو گويم و چون گويم از آن تو به تو گويم 51 - به شب نخفتى هفت‌ساله بود كه 54 - بلائى است 55 - خال هفت‌ساله وى را مرقع پوشيد 56 - عن غيرك بعر و سهل تسترى گويد اللّه 57 - آنگاه تدنس داد به تفضيل رياضت 59 - + گفتن 61 - گويد شبى 63 - آسمان از ستاره 64 - بگريزد 65 - گفت كه ازو پرسيدند 66 - بديد 67 - پيش او عودتر در آن . . . 68 - باز افتاد و از كار بشد چون باز آمد 69 - او را گفت 71 - در خلوتگه كه 73 - در ايشان مشو مگر كه بشائى 74 - طوبى دوستان را كه او 75 - دوست يافتست نور يافت و اگر در طلب بميرد شفيع يافت . 77 - بر خلق و مال بود و خلق و بيماران 78 - شفيع بوده و خلق به دو شفاعت خواستندى و خود را نه به . . . 79 - بر سهل آمد و گفت 80 - لختى در چوبينه‌اى كن به من آر رفت 82 - و در آن افكند و سر آن بپوشيد 87 - سهل از آن علت ولايت يافته بود ، « از آن حد » ندارد صفحهء 139 - 140 2 - داشته بود و استاد 3 - يعقوب زيات است . 5 - برفته از دنيا با بس به اندكى