تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 882

مساهمون:

ص٨٨٢
صفحهء 121 - 124 2 - حمدون بن عمار بن زياد بن رستم العصار النيسابورى 4 - ملامت نشر كرد آنجا 6 - ار روادى پس از احمد پيغمبرى بودى از ايشان 7 - سيدى بوده 8 - « نيكو » ندارد . 10 - شاگردان طريقت 12 - با سالم بن الحسن الناروسى و با بو تراب . . . 14 - احدى و تسعين و مائتين برفته از . . . 15 - به حيره است ، « گفتند پس ثمانين و مائتين برفته و اللّه اعلم » ندارد . 16 - گفت كه از حمدون گازر ايد كه نفس خويش را بر نفس 17 - بر دل فرعون فضل 18 - بر شريعت نيابى كه . . . بر نفس خود به يارى و خود 19 - قبول ندارى 20 - كه كسى بىحرمتى كارى كند تا . . . 25 - قصار گفت در وقت جان كندن چراغ 26 - است 27 - كه بدان 28 - ميزبان 29 - كاغذ مى به كار وايست 30 - اهل آن مرد پاره كاغذ . . . گفت اين نه روا بود اين به كار بردن ، نبايد كه وى غائب 31 - بر جاى هست يا نه آن را . . . 33 - اباحت تهاون و زندقه 34 - « باش تا فردا شود » ندارد . 36 - نام وى سالم بن الحسين . . . كنيت او بو عمران 39 - من نور الايمان 40 - ثم 43 - هيچ خبر نيست 44 - 45 - و من طبقة الاولى منصور خمار كنيته 46 - 47 - مرو بود اصل او از درزايقان و گفتند از اهل باورد بود و گفتند از اهل فوشنج بود و 48 - موعظت 50 - نهادند مرا گفت 52 - و رنائى ديد كه توبه كرده بود بر دست وى و توبت شكسته 53 - او را گفت كه هيچ ندانم كه جز زان همراهان اندكى ديدى 54 - تاسا گرفت و دهشت 55 - الطرق شتى و نهج واحدة سبق المفردون . 58 - و يقال عبد اللّه و اين درست‌ترست 59 - از مشايخ تقور است از . . . 60 - عياض را ديده بود . . . ابى الجوارى 64 - و امام علم عنايت و هم احمد گويد كه اللّه 65 - و ما فتنه 67 - و اتفقنا الصالحين فى اعمال 68 - و احمد بن الحوارى صفحهء 126 - 128 2 - 5 - عثمان سعيد الدارمى است و استاد جنيد از علماى 6 - + كه 8 - بو بكر زفاف گفت 11 - با من ده من مىنگريستم