تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 883

مساهمون:

ص٨٨٣
13 - بيگانانه گفتم تابستان . . . 15 - گفتم اكنون هلاك مىشوم 16 - مناعد 18 - 19 - جوان نبود كه تا مرانى بود كارى فراخ بود وى را . . . 20 - گويد از محمد منصور پرسيدند 22 - گفته 25 - و يادى 27 - ناشايست 30 - و هم ابن محمد منصور . . . با جمعى 31 - يكى مىگفت ملامتى نه سخن ماست ما با اين كه‌ايم 32 - وى جواب داد كه عند ذكر . . . 33 - گفته من رضى منى بالدنيا 34 - رضى بامر الحق 35 - طاغ 36 - كه 38 - هرچه 39 - كه دل ازو باز آن دنيا تو است و هر 41 - فتنهء تست 42 - او كه 44 - علم سيرت راست است علمى كه ترا سيرت ندهد فتنهء تست ، و به اين ترتيب از « آگاهى چه به كار باشد كه تا ترا فتنه باشد » افتاده است . 47 - ما را 48 - فرومگذار آگاهى همه . . . و در دانش بيند 49 - و او كه از زهد به ثنا راضيست و او كه زاهد از بهر هو نامى را . . . 50 - در كف صوفى كفر است صفحهء 130 - 131 2 - محمد بن يوسف بن مقداد بن يزيد بن عبد الرحمن البناء 4 - از قديمان مشايخ است از اصفهان كنيت ابو عبد اللّه وى پيشين كسى بود در اصفهان صوفى 5 - على بن سهل اصفاهانى است 7 - عروس الزهاد گفتند او را . . . 8 - مذهب احمد داشت و سلف سنى بوده 9 - يوسف البناء 10 - على بن سهل اصفهانى كه 13 - على بن سهل گفت استاد 17 - گفت راست گفتى زبان 18 - بيرون كرد بوسه 19 - عبد الواحد زيد امامى است 20 - بود 21 - استاد بو الحسين رزبى هريوه و بو الحسين استاد بو عبد اللّه مغربى است 23 - در معاملت سخنان نيكوست و بسيار 26 - بيند 31 - كه او را مرگ نيست و انشدنا ، « لنفسه » ندارد صفحه 133 - 136 1 - « منهم » و « رحمه اللّه » ندارد . 3 - بن ربيع است 4 - از يگانهء ائمه اين قوم و 5 - بود به بصره 6 - و رياضت 7 - مصرى بوده و صحبت داشته 9 - سالمى و جز زو از 10 - + از مشايخ 11 - المحرم ثلاث و ثمانين و مائتين