30 - گفته
32 - در يك نظاره
34 - اشتغل
35 - من بين خوف و سرور
36 - گفته كه
37 - من گويم بر قدر منزل انبساط توان
40 - با انس
42 - حقيقت معرفت آن است كه . . .
43 - بو خريمه
صفحه 104 - 109 1 - ابو يزيد البسطامى
2 - عيسى بن آدم بن سروشان است
3 - شد
4 - + را
8 - فراتر از آن استاد
12 - و وفات او در سنه . . .
13 - گفتهاند در
14 - و ليكن اول درستتر است و . . .
16 - به عين الافتراسته و الى عباراتى
20 - « ها » ندارد
21 - گفت كه شدم خيمه . . . گفت كه
22 - به نبود خود درست كنى برابر خود گفتن كفر است
23 - ملحدم
25 - جنيد ممكن بوده او را روح و بوش نبوده و امر و نهى
26 - همه فرقه او را پذيرفتهاند
27 - گفت زير عرش
32 - 33 - حريرى گفت عجز از دريافت يافت است
34 - مىگويند سيد
35 - زندقه است
38 - « ايد » ندارد
41 - بو بكر جنيد گفت كه جد . . . نماز مىكردى . . . صدر بيرون آمدى و مىشنوندى از
42 - حرمت تعظيم
43 - الا من غفلة و لا عبدتك الا
45 - ابو موسى دهلى
46 - بايزيد گويد كه
48 - ابو موسى الدهلى من اصحاب . . .
49 - استاد الحكمة قولها به اين ترتيب « وجودها و انا اقول اسناد الحكمة قبولها » را ندارد .
52 - گفت اللّه را به خواب ديدم گفتم راه به تو چگونه است
53 - فراتر آى رسيدى
57 - گفت اللّه به خواب ديدم
59 - گفت آنكه او را
60 - « ته به خويشتن از خويشتن بمبراد » ندارد
63 - چيزى ازو ترا بپوشد چون او
65 - لا يقطعنا بك عنك دعاى . . .
66 - دارانى گفت هر چيزى كه . . .
67 - گر همه مادر تو و پدر تو « ايد » ندارد
68 - خاصهء او از يك جا
71 - عبد اللّه از ايدر است . . . يافت از شناخت مىياب اما درمىياب
72 - پس از مرگ در خواب
73 - گفتند حال تو گفتم درويشى به درگاه ملك شود وى را نگويند چه آوردى ؟
74 - مرا كفت كه بر ما به نشابور عجوزهء بود .
76 - گفتم آه مرا همه عمر به اين در حوالت مىكردند كه خداى دهاد
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 879
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٨٧٩