تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 879

مساهمون:

ص٨٧٩
30 - گفته 32 - در يك نظاره 34 - اشتغل 35 - من بين خوف و سرور 36 - گفته كه 37 - من گويم بر قدر منزل انبساط توان 40 - با انس 42 - حقيقت معرفت آن است كه . . . 43 - بو خريمه صفحه 104 - 109 1 - ابو يزيد البسطامى 2 - عيسى بن آدم بن سروشان است 3 - شد 4 - + را 8 - فراتر از آن استاد 12 - و وفات او در سنه . . . 13 - گفته‌اند در 14 - و ليكن اول درست‌تر است و . . . 16 - به عين الافتراسته و الى عباراتى 20 - « ها » ندارد 21 - گفت كه شدم خيمه . . . گفت كه 22 - به نبود خود درست كنى برابر خود گفتن كفر است 23 - ملحدم 25 - جنيد ممكن بوده او را روح و بوش نبوده و امر و نهى 26 - همه فرقه او را پذيرفته‌اند 27 - گفت زير عرش 32 - 33 - حريرى گفت عجز از دريافت يافت است 34 - مىگويند سيد 35 - زندقه است 38 - « ايد » ندارد 41 - بو بكر جنيد گفت كه جد . . . نماز مىكردى . . . صدر بيرون آمدى و مىشنوندى از 42 - حرمت تعظيم 43 - الا من غفلة و لا عبدتك الا 45 - ابو موسى دهلى 46 - بايزيد گويد كه 48 - ابو موسى الدهلى من اصحاب . . . 49 - استاد الحكمة قولها به اين ترتيب « وجودها و انا اقول اسناد الحكمة قبولها » را ندارد . 52 - گفت اللّه را به خواب ديدم گفتم راه به تو چگونه است 53 - فراتر آى رسيدى 57 - گفت اللّه به خواب ديدم 59 - گفت آنكه او را 60 - « ته به خويشتن از خويشتن بمبراد » ندارد 63 - چيزى ازو ترا بپوشد چون او 65 - لا يقطعنا بك عنك دعاى . . . 66 - دارانى گفت هر چيزى كه . . . 67 - گر همه مادر تو و پدر تو « ايد » ندارد 68 - خاصهء او از يك جا 71 - عبد اللّه از ايدر است . . . يافت از شناخت مىياب اما درمىياب 72 - پس از مرگ در خواب 73 - گفتند حال تو گفتم درويشى به درگاه ملك شود وى را نگويند چه آوردى ؟ 74 - مرا كفت كه بر ما به نشابور عجوزهء بود . 76 - گفتم آه مرا همه عمر به اين در حوالت مىكردند كه خداى دهاد