35 - وى لختى بخورد
37 - « كه فتح » ندارد
38 - اينك
39 - + چون
40 - هيچ زيان
41 - كه چون
42 - و اگر تجريد
43 - بود
45 - فتح بن شخرف المروزى از طبقهء ثانيه است از قديمان خراسان . . .
46 - وى با قبا رفتى بر رسم
47 - عبد اللّه بن احمد حنبل گويد
49 - قوت مىنخورد
52 - چيزى با خود مىگفت به او نيوشيدند مىگفت الهى اشد شوقا اليك تعجل قدومى عليك
53 - برخواسته از پوست
54 - گفت
55 - من ديدم آن نوشته را
56 - بر وى نماز كردند
58 - للنصف
59 - « رحمة الله عليه » ندارد .
صفحه 85 - 87 3 - كنيت او ابو نصر است
5 - به حافى
6 - و گويند اصل او
11 - على ابن خشرم آيد
16 - كه فتنهء مخلوق
17 - « كه » ندارد .
18 - گوئى
19 - پيغامبرانست
20 - ايستاده كه چنو تواند كرد
21 - آن نيست وى همچنانست در . . .
22 - گفته
23 - ممن فاته الله و انشدنا
24 - سواك سوى الدنيا
25 - ملكهم
26 - و فقرك مقرون بكل مكان
27 - لم يجد ما فوق ذاك لسانى
28 - و ايضا
29 - أ تعلم بالفوت من داك فيه
30 - و يشهد باغيك
32 - شهود الوجود فوات الوجود . . .
37 - زيادت آورده در زهد و فتوت
41 - رفتى
42 - سخن وى از
44 - ابراهيم گفت
45 - گفت ما چون ياويم . . .
46 - خراسان همه چنين مىكنند . . .
47 - گفت چون ياويم . . .
48 - « كه » ندارد
49 - 50 - پسرى داشت مبتدع بود . . .
51 - سنى و پاكيزه
52 - زفرايد وى را حرفت در تفسير
54 - 55 - گفت كه محمد بن المنذر امام بوده از قهندز هرات
56 - جنبانى
57 - بيش مىترسم كه از گناه كرده يعنى دانم كه چه كردهام ندانم . . .
58 - سخن زفاف مه است از آن شقيق
صفحه 98 - 91 1 - و من طبقة الاولى الحارث بن اسد المحاسبى الغازى ابو محمد
2 - از علماى مشايخ است .
4 - رغايب
6 - + و
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 876
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٨٧٦