تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 877

مساهمون:

ص٨٧٧
8 - من صح باطنه و المر بالاخلاص اقبة زين . . . 9 - من لم يذهب نفسه بالرياضات . . . الى سنن المقامات 10 - سلموا فى احوالهم حارث بن المحاسبى 15 - با شاگردان را نمودن 16 - و در آن مى 20 - كه درو خلافست 21 - حق حق آيد . . . يا حق بنده آيد برو ؟ 23 - آيد بر بنده 24 - درويش گفت كه 25 - آيد 32 - حقيست 33 - از چه كس نشان 38 - الحصين است و گفته ابن عسكر بن محمد بن الحصين است 39 - به علم فتوت و زاهد و توكل صحبت 42 - بشرى 46 - بگزيدند 49 - شيخ الاسلام گفته كه . . . بماندند و با درويشى رفتند . . . 54 - و بو بكر زفاف گويد كه 55 - و آن آن بود 58 - + كه 59 - شود 60 - به طعن و آورد و انكار 62 - زمين سپرد و در زير آسمان مرد صفحه 93 - 94 1 و 2 - و من طبقة الاولى من المتقدمين ابو حاتم عطار از استاد ابو تراب . . . 3 - ابو سعيد خراز و جنيدايد 5 - وى را 7 - گويند كه او اول كسىايد كه 8 - گفتى يا ساداتى قد بشرتم اعلامكم و ضربتم طبولكم 9 - عطار رسيد در يزد 11 - در يزد وى گفت 12 - درويشى است كه مىگويد لله 16 - گفتى 17 - آنى 19 - ما همه را بسوختى 20 - 21 - گفتندش ما نيز همه مىگوئيم الله 22 - مىگوييد كه الله . . . و من مىگويم كه 24 - مىگويند كه 26 - تم 27 - بو سعيد زياد گويد كان ابو حاتم العطار ظاهره ظاهر الفجار . . . 29 - « كه » ندارد . 30 - عليه السلام به دو درآمد پير سخت 32 - گفت اولياء همه سيصد و . . . 33 - از ايشان 34 - غوث باشد و مهينه 35 - قطب و آزرم 36 - زنهار خلق باشد هركه غوث برود يكى را 37 - « غوث » ندارد . 38 - و يكى را از نقبا نجبا كنند 41 - كنند 42 - و هركه را بر مقام ديگرى اطلاع افتد بر وى منكر گردد 45 - از آن 46 - فرا خضر گفت كه . . . 50 - منست الياس