تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
نعمت نيز ببعد أو از درگاه حقّ انجاميده وخداوند ، غنىّ از هردو ميباشد ؛ چنانكه بدنبال آية نازل است :
« وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ »
ولذا شكر نعمت موجب مزيد نعمت گرديده وحتّى در آيهء مباركه فرمايد كه ما براي شما انسانها سمع وبصر وفوآد قرار داديم ، شايد شما شكرگزار خالق خود باشيد ، والبتّه شكرگزاران بسيار كم بوده بيشترين مردمان طبق نصوص قرآني بشكرگزارى حضرت حقّ نمىپردازند :
« وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ » *
وحتّى مردمان با اينهمه انعام واحسان وجودي وكمالات لايقه براي هر فرد ، اعمّ از رزق ومنافع ومشارب وفضيلت وثواب آخرت ودفع سوء وضرر وأكل از ثمرات طيّبه وغيره ، كمتر بسپاسگزارى وشكر خداوند كريم وغنىّ وحميد ورحمان ورحيم پرداخته ودر بسيارى از آيات بدين معنى اشاراتى صريح شده فرمايد :
« فَهَلْ أَنْتُمْ شاكِرُونَ »
و
« وَلا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ »
و
« قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ »
وبالأخره كريمهء
« إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً » .
نكتهء ديگر اينكه ، اهميّت شكر در آنستكه خداوند خود را در كرائم قرآني شاكر معرّفى كرده واين معنى به اهميّت شكر ومرتبهء شاكران نعم واحسان الهى مىافزايد ؛ در صورتيكه هيچيك از موجودات بجز انسان را چنين موهبتى نداده است ، وبهمين دليل در كريمهء قرآني فرمايد :
« إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ »
و
« وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ »
و
« كانَ اللَّهُ شاكِراً عَلِيماً »
كه هم بصيغهء اسم فاعل ، يعنى شاكر وهم بصيغهء مشبّهة ، يا شكور ، خويش را بصفت بندهء شكرگزارش معرّفى كرده است ؛ اگرچه اسم شاكر وشكور در هر سه آيهء مزبور وموارد ديگر بمعناى صفت بندگانش نيامده ودر واقع پذيراى شكر ميباشد وخداوند أجلّ از شاكر وشكور بمعنى گزارندهء شكر است ؛ ليكن تسميهء خود بدو اسم مزبور از باب اظهار اهميّت شكر نعمت از ناحيّهء انسان بوده واين امر ناظر بفضيلت والاي بندگان شاكر اوست ؛ اگرچه تعداد آنان بسيار اندك ميباشد ؛ وآيات نازله در پيرامون شكر نعمت بندگان ، با اينكه موجودات ديگر را در آن شركت وربط ونسبتي نيست ؛ از كرائم قرآني حمد بسيار بيشتر بوده وبا اينكه حمد بجميع موجودات امرى وخلقي متعلّق است ؛ وشكر مختص بانسان ميباشد ؛ مع‌الوصف شكر در قرآن حكيم بيشتر از حمد بكار رفته است وهمين نكته دليلي بارز وصادق بر اهميّت ولزوم شكرگزارى بحضرت ربّ العزّه بر إنعام واحسان أو بر بندگان شاكر است ؛ امّا
« وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَشْكُرُونَ » *
سخنى الهى وغير گزافگون ميباشد .