هميشه خير ونور بر شرّ وظلمت غلبه داشته واگر متساوي باشند ، ترجيح بلامرجّح - در جهت ظلمت - لازم آمده وباطل است واگر ظلمت غالب بر نور باشد ، در اينصورت ترجيح مرجوح بر راجع لازم مىآيد كه بالبداهة محكوم ببطلان است ؛ باقي نميماند بجز خير ونور غالب بر شرّ وظلمت ويا خير ونور محض كه سراسر هستى را انباشته ووجود چيزى جز خير محض ونور بحت وبسيط نبوده ودر غير اينصورت ، لزوما بايد نور وخير بر ظلمت وشرور غلبه داشته باشد ، تا نظام وجود باقي مانده وبتلاشى نيانجامد .
« تحقيق در صفت غضب حضرت حقتعالى »
برخى از علماء رسوم وفقهاء وظاهريّين برآنند كه با ادّلهء نقلي قرآن وأحاديث وأخبار در بودن صفت غضب در ذات حقّ ، كسى را نسرد كه از نزد خود بتأويل يا تفسير آن بپردازد ، وباظهار رأى ونظر شخصي مبادرت ورزد ؛ وبهمين ملاحظه بايد آنرا قبول كرد واز تحقيق در حقيقت آن صرفنظر وچشمپوشى نمود ؛ وبعض ديگر بر طبق كتاب وسنّت وعقل مبتنى بر قواعد حكمي وعرفانى ، بتفسير وتأويل معنى وحقيقت غضب در ذات حقتعالى پرداخته ونخست از لحاظ معنى لغوى وسپس بمفهوم غضب در انسان از جهت نفساني دست يازيده وبا توجّه به انتقام وانگيزهء آن وارد بحث وتحقيق در غضب الهى شدهاند ، ولذا ارادهء انتقام وعقوبت را موجب پيدائى غضب شناسند وبا تعبيرهاى مختلفي كه از غضب كردهاند ، برخى آنرا بغلط صفت ذاتي دانند وجمعى غضب را صفت فعلى شناخته وبهروجه آنرا از صفات خداوندى شمارند ؛ ولى سرانجام بايد در مقام تحقيق برآمده ودر حدود امكان بمعرفت آن نائل گرديد .
بدانگونه كه در مباحث همين فصل گفته آمد ، غضب وقهر وانتقام الهى ماهيّاتى ميباشند كه مجعول بالعرض بوده ومسبوق برحمتند ، وبدين تعبير بايد آنرا نوعي ضعيف از رحمت شامله وواسعهء حضرت حقتعالى دانست ؛ زيرا رحمت الهى بر هرچيزى سبقت وگسترش داشته ودر موارد ضالّين وكفّار ومشركان وعاصيان بويژه در معاصي كبيره ؛ غضب وقهر خداوندى سبب عذاب آنان گرديده واين عذاب وانتقام نيز ، بتطهير باطن عاصيان وكفّار وگمرهان پرداخته ووجود آنها را براي شمول رحمت واسعه وانتشارى وسريانى حقّ آماده كرده وبتدريج آنها را در دايرهء رحمت رحماني حقّ وارد خواهد كرد ؛ وبهمين دليل غضب وانتقام وقهر الهى ، سبب طهارت باطني مقهور ومغضوب
و