تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 1126

مساهمون:

ص١١٢٦
رسول در بعضي از أوامر ونواهى الهى است ؛ وكسيكه ايمانرا معرفت بخدا داند ، جهل براي أو كفر است ، وآنكه ايمانرا أطاعت از احكام حقّ شناسد ، معصيت أو كفر ميباشد ؛ وخوارج هرگونه معصيتي را كفر دانند ، ومعتزله جهل باللّه ووحدت أو وآنچه نسبت آن بخدا جايز نيست وجهل برسالت رسول وانداختن مصحف مبارك را در قاذورات ونجاسات وسبّ رسول وگفتن كلمات خفّت‌آميز بر أو را عين كفر دانسته وبقيّه معاصي مانند كبائر وصغاير را در حدّ كفر نمىدانند . در شرح مقاصد آمده است كه اگر كافر باظهار ايمان پردازد ، منافق بوده واگر پس از ايمان آوردن بكفر گرايد مرتدّ است ودر صورتيكه شريكي براي خداوند يكتا قائل گردد ، مشرك است واگر به بعضي از أديان متديّن شود ، كتابي ميباشد ؛ ودر صورتيكه بقدمت عالم معتقد گردد ، دهري است واگر نتواند به اثبات ذات باريتعالى موفّق شود ، أو را معطّل نامند ، واگر با اعتقاد واعتراف به نبوّت نبىّ أكرم ( ص ) بعقائد كفرآميز زبان گشايد ، زنديق است ، وبرخى از متكلّمان ، أهل قبله را كافر نميدانند وأستاذ أبو إسحاق اسفراينى گويد : هركس مسلمان را كافر شناسد ، خود أو كافر است وگرنه نبايد بدو نسبت كفر داد ؛ وامّا صوفيّه كفر را بعالم تفرقه وكثرت تعريف كرده ودر كشف اللّغات آنرا عبارت از پوشيدن كثرت در وحدتي دانند كه تعيّنات وكثرات موجودات را در بحر احديّت فانى سازد وبلكه هستى خويش را در ذات الهى محو كرده وببقاى حقّ باقي گرديده وعين وحدت شود ؛ ودر همين كشف اللغات آمده است كه كفر حقيقي عبارت از فناست وكافر در اصطلاح متصوّفه كسى را گويند كه از مرتبهء صفات وأسماء وافعال درنگذشته وحضرت حقّ را بهستى تعيّنات وتكثّرات در مىپوشد ؛ وشاعرى عارف در اين معنى سروده است :
نهان به اسم مكن ، چهرهء مسمّى را * ز روى ديده برافكن ، نقاب اسما را
كفّاره بمعنى چيزيست كه گناه را مىپوشاند ، مانند كفّارهء قتل وظهار ولذا :
« فَكَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ »
وتكفير هم گاهى بمعنى ازالهء كفر بكار ميرود وبمنزلهء : « ما لم يعمل » بوده وكريمهء :
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَكَفَّرْنا عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ
و
لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ
وجملهء « كفرت الشّمس النّجوم ، أي سترها » يعنى خورشيد با تابش ضياء پرقدرت وتابان خود ، نور ستارگان را پوشيد ودر خود محو كرد ؛ وكفّار از كفور أبلغ واقواى در كفر بوده ودر كلام اللّه فرمايد :
« كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ »
ودر جاى ديگر نازل است :
وَاللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ
وگاهى در كتاب اللّه ، كفّار در مجراى كفور آمده وبمعنى