زره وخود پوشانده باشد ، كافر خوانند ، و « طائر مكفّر » يعنى پرندهاى كه گوشت وپوست أو پوشيده از پر است ؛ و « غابت الشّمس في الكافر » يعنى خورشيد در دريا نهان گشت ؛ وهرگاه كسى ، كارى را آنچنانكه حقّ آنست انجام نداد آنكس را مكفور خوانند ؛ زيرا فسادى در كار أو وجود دارد ، كه سبب ديده نشدن حقّ آن ميباشد ؛ ودر حديث آمده است : « أهل الكفور أهل القبور » زيرا مردگان در قبر نهانند ، و « كافرنى حقىّ » يعنى حقّ مرا پوشاند وانكار كرد ؛ و « كفّر اللّه خطاياك » يعنى خدا گناهان ترا از نظرها پوشاند ودر حديث آمده است : « لا تكفّر ولا تكفر أهل قبلتك » يعنى نه تكفير ونه كفران نعمت كن أهل قبلهء خود ، يا مسلمانان را ؛ وبزرگترين كفر ، انكار وحدانيّت يا شريعت حقّهء الهى ويا نبوّت ورسالت است ؛ وآيهء نازله فرمايد :
« وَاشْكُرُوا لِي وَلا تَكْفُرُونِ »
وچون كفر هركسى بخود أو بازميگردد ، در كريمهء الهى نازل است :
« مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ » *
وبدين مناسبت كه همهكس علم وتوفيق أداء شكر را ندارد ، فرمايد :
« وَأَكْثَرُهُمُ الْكافِرُونَ »
ونيز از پايهگزارى كفر در امّت اسلامى نهى گرديده ، فرمايد :
« وَلا تَكُونُوا أَوَّلَ كافِرٍ بِهِ »
« 1 » يعنى نخستين ائمّهء كفر مباشيد تا ديگران در كفر وكفران نعمت بتو اقتداء كنند ؛ ومراد از كافر ، پوشنده وساتر حقيقت است ، البتّه كفر مطلق اعمّ از فسق است ، وبهمين مناسبت در كريمهء قرآني فرمايد :
وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
يعنى كسيكه امر الهى را انكار ورزد وحقّ خدا را ناديده انگارد ، همانا بدين ظلم مرتكب بفسق گرديده است ؛ وهر فعل ستودهاى از ايمان كه پنهان ماند ، كفرى تحقّق يافته است ؛ وسحر را نيز كفر گويند ؛ زيرا با آن حقيقت امر از نظرها پوشيده ميگردد ؛ ورباخوارى هم كفر بوده وقرآن حكيم رباخوار را كافر خطاب كرده است :
الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا
. . . . . .
كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ
وكفور شخصي را گويند كه در كفران نعمت مبالغه كند ، وكريمهء :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ »
تنبيهي بر كفران نعمت انسان غافل ميباشد ؛ زيرا كسانيكه شكور بوده ودر هر نعمتي بشكرانهاى متناسب ولازم براي آن نعمت بپردازند ، بسيار كم است وبهمين لحاظ فرمايد :
« وَقَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ »
. صاحب « كشّاف اصطلاحات الفنون » « 2 » مينويسد : الكفر خلاف الايمان عند كلّ طائفة ، وكفر در باور اشعريان عدم تصديق
هامش
( 1 ) - مفردات ألفاظ القرآن ، از علّامه راغب أصفهاني ؛ توزيع دار الفكر ، تحقيق نديم مرعشلى .
( 2 ) - محمّد أعلى تهانوى ، جلد دوّم ، كلكته سنهء 1862 ، طبع افست تهران 1967 كتابفروشى خيام واسدى .