تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 1124

مساهمون:

ص١١٢٤

فصل چهارم در معنى لغت واصطلاح كفر وأنواع كافر نعمتان در قرآن حكيم

چون تحقيق در اين فصل ، مستلزم غور وبررسى وژرف‌نگرى در مباحثى بسيار است ؛ بنابراين ؛ ما نخست بمعانى لغوى كفر پرداخته وپس از بحث وغور در معاني مختلف ومصطلح آن ، به استشهاد از آيات قرآن حكيم ، بتحقيق در آن خواهيم پرداخت ودر اين بررسى ، بمنابع ومآخذى موثّق مراجعه كرده وبه آوردن برخى از نظريّات متكلّمان ودانشمندان مبادرت مىكنيم . كفر در لغت ، يعنى پوشاندن چيزى است ووصف ظلمت شب بكفر بمناسبت پوشيده بودن أشياء در آن ميباشد وزراعت را نيز بسبب پوشيده شدن دانهء گندم وجو در زمين ، كفر وزارع را كافر گويند وكافور اسم ثمره‌ايست كه از نظر پوشيده ميباشد ومراد از كفران نعمت ، پوشيده ومخفى ماندن حقّ آن بلحاظ عدم اداى شكر وسپاسگزارى بدرگاه منعم حقيقي است ، چنانكه خداوند در كريمهء قرآني فرمايد :
« فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كاتِبُونَ »
وزمخشري در « أساس البلاغة » « 1 » گويد : « كفر الشّيئى وكفّره : غطاه » وكفر السّحاب السماء ، يعنى ابر آسمان را پوشيده ودر زير پردهء خود نهاد ؛ وپوشيده شدن متاع را در ظرف حافظ آن يا وعاء ، كفر خوانند ؛ وكفر اللّيل بظلامه وليل كافر ، ظلمت شب را گويند ، ولباسى كه فوق وروى همهء لباسها بكار رود - مانند پالتو - آنرا كافر گويند ؛ زيرا لباسهاى زير آن پوشيده از نظرها ومخفى است ، وكسيكه بدن وسر خويش را بسلاح و
هامش
( 1 ) - طبع دار الصّادر بيروت ، تأليف جار اللّه محمود ، سال 1385 هجرى .