تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 1104

مساهمون:

ص١١٠٤
بر رسول خدا واجب‌التحقّق است ، بر امام يا خليفهء أو واجب خواهد بود ، بدين دليل كه خليفه بايد داراى احكام وصفات لازم مستخلف‌عنه باشد ، واگر خليفه يا امامي واجد شرايط وصفات مستخلف‌عنه خود نبوده ويا فاقد أوصاف أو فرض شود ، امر امامت از أو ساقط وأو نيز از حقيقت امر امامت برخوردار نخواهد بود وبالمآل نميتوان از أوامر ونواهى أو در أصول وفروع تبعيّت كرد ؛ وبعلاوة حفظ ديانت وشريعت بر مبنايى كه برسول خدا ( ص ) نازل گرديده وبقاى آن براي آيندگان بهمان سيرت وسان لازم است ، بر فرض عدم وجوب عصمت امام ، از بين رفته وديگر نميتوان بصحّت وخدايى بودن احكام وسنن رسول أو يقين داشت ؛ وناگزير بقاى شريعت حقّه دستخوش تغيير وزوال گرديده ومورد تحريف وتبدّل قرار خواهد گرفت ؛ واين معنى با بقاى تكليف ، ممتنع عقلي است ؛ يعنى عقل بحكومت بلامانع وبدون مزاحم خود بوجود تكاليفى براي انسان حاكم است ؛ وچون امام واجب‌العصمه‌اى موجود نباشد ؛ تبعيّت از غيرمعصوم هم جايز نيست وبالنّتيجه در هدايت انسان مكلّف ، امامي معصوم نخواهد بود واين معنى از قاعدهء لطف الهى بدور وبركنار است ؛ پس هم بقاى شريعت وتكليف وهم وجوب أطاعت از امام ، فرع بر اصلى بعنوان عصمت امام خواهد بود كه هم عقل وهم نقل حاكم بصحّت وحقيقت آن ميباشد ؛ واين عصمت نه‌تنها شامل معاصي كبيره وصغيره است ، كه جميع خطيّات ومنافر وگناهان عمدى وسهوى را فراميگيرد ؛ ولذا آنانكه قائل بسهو النّبى ويا إسهاء رسول أكرم ( ص ) وائمّهء مهديّين گرديده‌اند ، ندانسته وغيرعادلانه در مسئلهء عصمت لازم وحقيقي خدشه وارد كرده وآنگاه كه اين معنى صحيح فرض شود ؛ جميع أوامر ونواهى رسول وخليفهء أو يا امام ؛ ميتواند مورد خدشه قرار گيرد وبالمآل انتظام أمور شريعت ومسائل تكليفيّه واحكام فردى واجتماعي نيز از درجهء اعتبار خود ساقط گرديده وبا اينوصف بايد بقياس استثنائي ديگرى توسّل كرده وگفت : اگر امام واجب‌العصمه نباشد ، بقاى ديانت وشريعت هم واجب نخواهد بود ، وچون بقاى دين وشريعت واجب وبسبب لطف الهى است ؛ در نتيجة وجوب عصمت در امام نيز موجب بقاى دين وعين لطف خداوندى ميباشد .