خود را به انسان منسوب فرموده است :
وَلا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ
ودر سورهء مائده نيز نازل است :
« قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ »
ودر سورهء كافرون فرمايد :
لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ
وبرخى ديگر از آيات نيز وجود دارد كه دين اللّه ودين الحقّ را به آدميان اضافه ونسبت داده است .
يكى ديگر از اين نسبت وإضافات هدايت است كه أصل وحقيقت آن از حضرت واجبالوجود بوده وبعلّت عظمت مقام وشأن عالي انسان ، حضرت حقتعالى آنرا به انسان نيز اضافه فرموده است ، مانند كريمهء :
« إِنَّ الْهُدى هُدَى اللَّهِ »
كه خداوند در اين آية هدايت را با تأكيد خاصّ خود كرده است ؛ ليكن در كريمهء ديگر :
« فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ »
آنرا اضافه به انسان نموده وسه ديگر از موارد اضافهء به انسان صراط است كه در آيات قرآني بصراط حقّ وصراط اللّه وصراط ربّ وصراط عزيز الحميد وصراط سوىّ آمده است ، ليكن همين صراط را به انسان نيز اضافه ونسبت نموده ودر سورهء مورد تفسير فرمايد :
« صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ »
كه در اين آية كلمهء صراط با اسم موصول الّذين به
« أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ »
اضافه گرديده است ومراد از جملهء :
« الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ »
اضافهء صراط ما قبل آن به انسانهاى عابد ومؤمن ومستعين من اللّه ميباشد ، كه بجهت عظمت شأن ومقام ، صراط بدانها اضافه گرديده است .
چهارمين مورديكه وصف اختصاصى الهى به انسان كامل اضافه گرديده ، عزّت است كه خداوند در كريمهء نازله در سورهء فاطر فرمايد :
« مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً »
آنگاه همين عزّت اختصاص يافته بخدا ، كه در كريمهء ديگر در سورهء نساء تأييد گرديده وفرمايد :
« فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً »
ودر بسيارى از آيات ديگر خداوند متعال خود را عزيز وعزيز حكيم وعزيز ذو انتقام وعزيز عليم وعزيز غفور وقوىّ العزيز وعزيز رحيم معرّفى كرده است ، اين صفت بسيار ارجمند وعزيز را ، برسول خود ونيز بمؤمنان ديگر هم اضافه فرموده است ، ودر سورهء منافقون فرمايد :
« وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ »
.
پس انسان كه بلحاظ كمال واشرفيّت وداشتن عقل ومعرفت بذات وأسماء وصفات وافعال وآثار الهى تا بدين درجت به ارتقاء پيوسته وبقرب حقّانى نائل آمده است ؛ بايد بداند كه هميشه در مظان گمراهى وكجروى وخروج از اعتدال وسقوط در ورطهء غوايت وضلالت بوده ونبايد از سوگند إبليس كه گفت :
« فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ »
ودر كريمهء ديگر از زبان أو آمده است :
« لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ »
غافل بماند .