تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 1061

مساهمون:

ص١٠٦١
اگر يك ذرّه را برگيرى از جاى * خلل يابد همه عالم سراپاى
همه سرگشته و ، يك جزو از ايشان * برون ننهاده پا ، از حدّ امكان
تعيّن ، هريكى را ، كرده محبوس * بجزويّت ، ز كلّى ، گشته محسوس
تو گويى دايما ، در سير وحبسند * كه پيوسته ، ميان خلع ولبسند
همه در جنبش ودائم در آرام * نه آغاز يكى پيدا ، نه فرجام
بارى ، در عالم وجود ودر امر آفرينش انسان هيچ نعمتي از تفكّر راست وصحيح وتعقّل حقايق وفهم دقيق مسائل ومباحث بهتر نيست ويا لااقلّ يكى از بزرگترين مواهب ونعمى است كه خداوند تعالى به آدميان اعطاء فرموده وبالمآل فكر كردن در نظام هستى وبالأخره رسيدن بمبدء وجود وعوالم أمرى وخلقي وبيرون رفتن از محبس عالم طبيعت وعناصر وآخشيجان واستقصّات ومواليد وأركان ونحوه حركات أفلاك وگردش هريك در مدارى منظّم وكرسي وعرش الرّحمان وانطباق آن با حقيقت قلب انسان عين نعمت راستين بوده وبقول شاعرى عارف :
اثر شوق چرخ ، در تدوير * كرده در جملهء جهان ، تأثير
درگرفته سماع چرخ ، بجان * در وديوار وصحن چار أركان
آتش وآب وباد وعنصر خاك * خرقهء خويش ، هريكى زده چاك
چنانكه در كريمهء قرآني در سورهء آل عمران فرمايد :
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ ، لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ
،
وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا
بنابر مفادّ همين آية ، هيچ انسان عاقل وعارفي را شايسته نيست كه نعمتهاى الهى را ناچيز وكوچك وبيمقدار پندارد ، ويا در مقام تحقير آن برآيد . شيخ جليل محمّد بن علي بن بابويه قمى در عيون الأخبار خود بطور مسند از حضرت رضا - علىّ بن موسى - عليهما السّلام وآنحضرت نيز از پدر واز جدّ اعلاى خود نقل كرده است كه سلمان فارسي ؛ أبو ذر را بمنزل خود مهمان كرد ودو عدد نان گردهء پخته در نزد أو گذاشت ؛ وأبو ذر آندو نان را گرفته وزيرورو ميكرد ؛ پس سلمان بدو گفت : اى أبو ذر براي چه گرده‌ها را زيرورو ميكنى ؟ ! ؛ گفت ميترسم خوب پخته نباشد . پس سلمان از شنيدن اين سخن غضبناك گرديده وگفت چه چيز ترا واداشت كه ايندو نان يا نعمت الهى را زيرورو كنى ؟ ! ؛ سوگند بخداوند متعال كه حضرت حقتعالى وملائك تحت العرش وآب وباد وأبر وباران وزمين ورعد وچوب وآهن وبهائم وآتش و